حقایق جالب سریال Better Call Saul را بخوانید؛ از داستان شکلگیری سریال و نام Saul Goodman تا فیلمبرداری در نیومکزیکو، Cinnabon، ارتباط با Breaking Bad و جزئیات پنهان.
هشدار اسپویل: در این مقاله بخشی از داستان Better Call Saul و ارتباط آن با Breaking Bad فاش میشود. اگر هنوز سریال را کامل ندیدهاید، بهتر است ابتدا آن را تماشا کنید.
وقتی نام Better Call Saul میآید، بیشتر مخاطبان به یاد جیمی مکگیل، ساول گودمن، مایک ارمنتراوت، کیم وکسلر و دنیای زیرزمینی Breaking Bad میافتند. اما پشت این سریال ۶ فصلی و ۶۳ قسمتی، جزئیات زیادی وجود دارد که تماشای دوباره آن را جذابتر میکند.
Better Call Saul ابتدا بهعنوان یک پروژه فرعی از Breaking Bad متولد شد، اما بهمرور به اثری تبدیل شد که خط داستانی مستقل خودش را داشت و در عین حال، گذشته و آینده جهان Breaking Bad را به هم متصل میکرد.
درباره سریال بهتره با سال تماس بگیری
Better Call Saul یک مجموعه تلویزیونی آمریکایی در ژانرهای درام جنایی، درام حقوقی، کمدی سیاه و تراژدی است که توسط وینس گیلیگان و پیتر گولد ساخته شد. این سریال بخشی از دنیای داستانی Breaking Bad محسوب میشود و در عین حال، یک اسپینآف، پیشدرآمد و دنباله برای آن به شمار میرود.
داستان سریال عمدتاً در البوکرکی، نیومکزیکو و در سالهای پیش از اتفاقات Breaking Bad جریان دارد و زندگی جیمی مکگیل، وکیل جوانی را دنبال میکند که بهتدریج مسیر زندگیاش او را به سمت هویت معروف ساول گودمن (Saul Goodman) میبرد؛ همان وکیل حیلهگر و جنایی که در Breaking Bad با او آشنا شدیم.
در کنار داستان جیمی، سریال مسیر سقوط اخلاقی مایک ارمنتراوت را نیز روایت میکند؛ پلیس سابقی که برای تأمین امنیت خانوادهاش وارد دنیای جرم و جنایت میشود و در نهایت به یکی از مهرههای مهم شبکه گاس فرینگ تبدیل میشود.
Better Call Saul در ۸ فوریه ۲۰۱۵ از شبکه AMC پخش شد و پس از ۶ فصل و ۶۳ قسمت، در ۱۵ اوت ۲۰۲۲ به پایان رسید. مدت زمان قسمتها معمولاً بین ۴۲ تا ۶۹ دقیقه است.
سازندگان و بازیگران Better Call Saul
وینس گیلیگان و پیتر گولد، خالقان سریال، داستانی را ساختند که از نظر زمانی پیش از Breaking Bad آغاز میشود، اما در ادامه بخشهایی از دوران پس از وقایع آن مجموعه را نیز روایت میکند.
از مهمترین بازیگران سریال میتوان به این افراد اشاره کرد:
- باب ادنکیرک در نقش جیمی مکگیل / ساول گودمن
- جاناتان بنکس در نقش مایک ارمنتراوت
- ریا سیهورن در نقش کیم وکسلر
- پاتریک فابیان در نقش هاوارد هملین
- مایکل ماندو در نقش ناچو وارگا
- مایکل مککین در نقش چاک مکگیل
- جیانکارلو اسپوزیتو در نقش گاس فرینگ
- مارک مارگولیس در نقش هکتور سالامانکا
- تونی دالتون در نقش لالو سالامانکا
موسیقی سریال توسط Dave Porter ساخته شد و قطعات موسیقی نیز توسط گروهها و هنرمندان مختلف مورد استفاده قرار گرفتند.
داستان سریال Better Call Saulداستان با جیمی مکگیل آغاز میشود؛ وکیلی که سعی دارد به شیوه خودش در حرفه حقوق پیشرفت کند. او باهوش، خلاق و بسیار اهل مذاکره است، اما روشهای غیرمتعارفش بارها او را وارد دردسر میکنند.
رابطه جیمی با برادر بزرگترش چاک مکگیل نیز یکی از مهمترین بخشهای داستان است. چاک وکیلی بسیار موفق و یکی از بنیانگذاران شرکت حقوقی Hamlin, Hamlin & McGill است و رابطه میان دو برادر بهتدریج به یکی از اصلیترین کشمکشهای سریال تبدیل میشود.
در طرف دیگر داستان، مایک ارمنتراوت قرار دارد که گذشتهای متفاوت از جیمی دارد. او یک افسر پلیس سابق است که پس از ترک شغل خود، ابتدا بهعنوان مأمور پارکینگ دادگاه فعالیت میکند و سپس آرامآرام وارد دنیای جرم و تجارت مواد مخدر میشود.
در طول سریال، شخصیتهایی مانند گاس فرینگ، هکتور سالامانکا، ناچو وارگا و لالو سالامانکا وارد داستان میشوند و ارتباط Better Call Saul با دنیای Breaking Bad را گسترش میدهند.
Better Call Saul چگونه ساخته شد؟ایده ساخت سریالی درباره ساول گودمن نخستین بار در سال ۲۰۱۲ جدی شد. وینس گیلیگان که خالق Breaking Bad بود، علاقه خود را به ساخت مجموعهای درباره این وکیل عجیب و دردسرساز مطرح کرد.
در آوریل ۲۰۱۳، توسعه رسمی پروژه توسط گیلیگان و پیتر گولد تأیید شد.
ایده اولیه سریال با نسخه نهایی تفاوتهایی داشت. در ابتدا حتی صحبت از ساخت مجموعهای با قسمتهای نیمساعته و حالوهوای کمدی مطرح بود، اما پروژه در ادامه به یک درام یکساعته تبدیل شد و داستان بسیار جدیتر و پیچیدهتری پیدا کرد.
در ژانویه ۲۰۱۴ نیز حضور جاناتان بنکس در نقش مایک ارمنتراوت تأیید شد؛ اتفاقی که از همان ابتدا نشان میداد Better Call Saul ارتباط مستقیمی با جهان Breaking Bad خواهد داشت.
فیلمبرداری سریال از ۲ ژوئن ۲۰۱۴ در شهر البوکرکی آغاز شد؛ همان شهری که بخش عمدهای از Breaking Bad نیز در آن فیلمبرداری شده بود.
شبکه AMC در ژوئن ۲۰۱۴ ساخت فصل دوم را نیز در برنامه قرار داد و در نهایت قسمت اول سریال در فوریه ۲۰۱۵ روی آنتن رفت.
فیلمبرداری Better Call Saulبخش عمده فیلمبرداری سریال در البوکرکی، نیومکزیکو انجام شد. این انتخاب به تیم تولید اجازه داد تا بسیاری از مکانهای آشنا از Breaking Bad را دوباره در جهان Better Call Saul مورد استفاده قرار دهد.
از آنجا که داستان در چند بازه زمانی و مکان مختلف اتفاق میافتد، گروه تولید مجبور بود برخی شهرها و محیطهای دیگر را نیز در نیومکزیکو بازسازی کند.
به همین دلیل بسیاری از لوکیشنهایی که در داستان به عنوان مکانهایی خارج از نیومکزیکو شناخته میشوند، در واقع در همین منطقه فیلمبرداری شدهاند.
فصل اول Better Call Saulفصل اول در ۸ فوریه ۲۰۱۵ آغاز شد و در ۶ آوریل همان سال به پایان رسید. این فصل شامل ۱۰ قسمت بود.
داستان در سال ۲۰۰۲ آغاز میشود. جیمی مکگیل تلاش میکند بهعنوان یک وکیل مستقل جایگاه خود را پیدا کند. او برای به دست آوردن پرونده خانواده کتلمن وارد ماجرایی میشود که پای توکو سالامانکا و ناچو وارگا را نیز به زندگیاش باز میکند.
همزمان، جیمی از برادرش چاک مراقبت میکند؛ مردی که بهدلیل حساسیت شدید به امواج الکترومغناطیسی بیشتر اوقات در خانه میماند.
جیمی در جریان پروندههای مربوط به سالمندان با کلاهبرداری بزرگی در خانه سالمندان Sandpiper Crossing روبهرو میشود. این پرونده بعدها به یکی از مهمترین فرصتهای شغلی زندگی او تبدیل میشود.
در همین فصل، رابطه جیمی و کیم وکسلر نیز جدیتر میشود و مخاطب کمکم با شخصیت، گذشته و انگیزههای متفاوت این دو آشنا میشود.
در پایان فصل، جیمی بیش از گذشته به این نتیجه میرسد که مسیر سنتی وکالت برایش مناسب نیست.
فصل دوم Better Call Saulفصل دوم بین ۱۵ فوریه تا ۱۸ آوریل ۲۰۱۶ پخش شد و مانند فصل اول، ۱۰ قسمت داشت.
جیمی پس از اتفاقات فصل قبل به شرکت Davis & Main میپیوندد و وارد پرونده بزرگ Sandpiper میشود. شرایط کاری جدید امکانات مناسبی در اختیار او قرار میدهد، اما قوانین و چارچوبهای سختگیرانه شرکت با شخصیت جیمی سازگاری زیادی ندارد.
در همین زمان، رابطه جیمی و کیم جدیتر میشود. کیم نیز تلاش میکند جایگاه حرفهای خود را تثبیت کند، اما نزدیکی او به جیمی باعث میشود بارها بین قوانین حرفهای و تصمیمهای شخصی گرفتار شود.
در خط داستانی مایک، او قدمهای بیشتری به سمت دنیای جرم و جنایت برمیدارد. درگیری با هکتور سالامانکا و ارتباط او با ناچو، مسیر آینده مایک را تغییر میدهد.
جیمی نیز سرانجام تصمیم میگیرد به روش خودش کار کند. انتخابهایی که در این فصل انجام میدهد، او را یک قدم دیگر به هویت Saul Goodman نزدیک میکنند.
فصل سوم Better Call Saulفصل سوم در ۱۰ آوریل ۲۰۱۷ آغاز شد و تا ۱۹ ژوئن ادامه داشت. این فصل نیز شامل ۱۰ قسمت بود.
یکی از مهمترین اتفاقات فصل سوم، بازگشت گاس فرینگ با بازی جیانکارلو اسپوزیتو است؛ شخصیتی که برای طرفداران Breaking Bad کاملاً آشناست.
در ابتدای فصل، درگیری میان جیمی و چاک شدت میگیرد. چاک تلاش میکند از نظر حرفهای و قانونی مسیر جیمی را محدود کند و همین مسئله باعث شکلگیری یکی از مهمترین نبردهای حقوقی سریال میشود.
در بخش دیگر داستان، مایک بیش از پیش وارد دنیای گاس و کارتل میشود. رابطه مایک و گاس در این فصل اهمیت ویژهای پیدا میکند و زمینه شکلگیری همکاری معروف آنها در آینده را فراهم میسازد.
فصل سوم همچنین یکی از نقاط مهم داستان چاک و جیمی است و اتفاقات پایانی آن، مسیر هر دو شخصیت را برای همیشه تغییر میدهد.
فصل چهارم Better Call Saulفصل چهارم در ۶ اوت ۲۰۱۸ آغاز شد و در ۸ اکتبر به پایان رسید. این فصل نیز ۱۰ قسمت داشت.
پس از مرگ چاک، جیمی با شرایط تازهای روبهرو میشود. او برای مدتی از حرفه وکالت فاصله میگیرد و وارد فروش تلفنهای همراه میشود.
در همین زمان، جیمی برای بازگرداندن مجوز وکالت خود تلاش میکند و سرانجام با استفاده از هوش و مهارتهایش موفق میشود دوباره به این حرفه بازگردد.
از این مقطع، استفاده از نام Saul Goodman جدیتر میشود و هویت حرفهای جدید جیمی شکل میگیرد.
در سوی دیگر داستان، مایک در پروژه ساخت آزمایشگاه مخفی گاس فرینگ نقش مهمی ایفا میکند. ورنر زیگلر و تیم مهندسان آلمانی نیز در این بخش از داستان حضور دارند.
ورود لالو سالامانکا نیز یکی از مهمترین اتفاقات فصل چهارم است و رقابت میان گاس و خانواده سالامانکا را وارد مرحله تازهای میکند.
فصل پنجم Better Call Saulفصل پنجم در فوریه ۲۰۲۰ پخش شد و مانند چهار فصل قبل شامل ۱۰ قسمت بود.
در این فصل، جیمی دیگر بیش از هر زمان دیگری به Saul Goodman تبدیل شده است. او حالا بهطور مستقیم وارد دنیای زیرزمینی مواد مخدر میشود و ارتباطش با شخصیتهای تبهکار داستان افزایش پیدا میکند.
در همین زمان، کیم نیز مسیر متفاوتی را طی میکند. او همچنان بهعنوان وکیل فعالیت دارد، اما تصمیمهایی میگیرد که نشان میدهد مرزهای اخلاقیاش در حال تغییر است.
رابطه جیمی و کیم در این فصل پیچیدهتر از همیشه میشود و انتخابهای این دو، پیامدهای خطرناکی برای خودشان و اطرافیانشان به همراه دارد.
همزمان، رقابت میان گاس فرینگ و لالو سالامانکا شدت میگیرد. لالو بهتدریج به یکی از جدیترین تهدیدها برای گاس تبدیل میشود و مایک و ناچو نیز در میانه این درگیری قرار میگیرند.
یکی از مشهورترین قسمتهای این فصل، Bagman است که جیمی را در شرایطی بسیار خطرناک و متفاوت قرار میدهد.
فصل ششم؛ پایان Better Call Saulفصل ششم، آخرین فصل سریال، در ۱۸ آوریل ۲۰۲۲ آغاز شد و در ۱۵ اوت ۲۰۲۲ به پایان رسید.
این فصل برخلاف فصلهای قبلی، شامل ۱۳ قسمت بود و در دو بخش پخش شد؛ بخش اول ۷ قسمت و بخش دوم ۶ قسمت داشت.
فصل پایانی سرانجام به بسیاری از پرسشهایی که سریال طی سالها ایجاد کرده بود پاسخ میدهد.
در خط داستانی سال ۲۰۰۴، ناچو تلاش میکند از چنگ سالامانکاها فرار کند و برای محافظت از خانوادهاش وارد تصمیمی بسیار سخت میشود.
در سوی دیگر، جیمی و کیم نقشهای برای ضربه زدن به اعتبار هاوارد هملین طراحی میکنند. اما این نقشه در نهایت با ورود لالو سالامانکا به شکلی تراژیک به پایان میرسد.
پس از حوادث مربوط به هاوارد و لالو، زندگی کیم و جیمی بهطور اساسی تغییر میکند و کیم سرانجام از حرفه وکالت فاصله میگیرد و رابطه خود با جیمی را نیز پایان میدهد.
داستان سپس به سال ۲۰۱۰ بازمیگردد؛ زمانی که جیمی با نام Gene Takavic زندگی مخفیانهای دارد.
اما گذشته سرانجام دوباره به سراغ او میآید. جیمی دستگیر میشود و به آلبوکرکی بازگردانده میشود. او در نهایت تصمیم میگیرد به جای ادامه فریبکاری، درباره گذشته خود و نقش Saul Goodman در اتفاقات Breaking Bad حقیقت را بیان کند.
در پایان، جیمی به ۸۶ سال زندان محکوم میشود و دیدار دوباره او با کیم، پایان داستان این شخصیت را رقم میزند.
شخصیتهای اصلی Better Call Saulجیمی مکگیل / ساول گودمن
با بازی باب ادنکیرک، شخصیت اصلی سریال است. جیمی وکیلی باهوش و خلاق است که در طول داستان بهتدریج به Saul Goodman تبدیل میشود.
کیم وکسلر
با بازی ریا سیهورن، یکی از مهمترین شخصیتهای سریال است. کیم وکیل موفقی است که رابطه عاطفی و حرفهای پیچیدهای با جیمی دارد.
مایک ارمنتراوت
با بازی جاناتان بنکس، پلیس سابقی است که بهتدریج وارد دنیای جنایت میشود و در نهایت به یکی از افراد کلیدی گاس فرینگ تبدیل میشود.
گاس فرینگ
با بازی جیانکارلو اسپوزیتو، یکی از مهمترین شخصیتهای جهان Breaking Bad و Better Call Saul است و در پشت چهره آرام و تجاری خود، شبکهای گسترده از فعالیتهای غیرقانونی را اداره میکند.
هکتور سالامانکا
با بازی مارک مارگولیس، یکی از اعضای قدرتمند خانواده سالامانکا و از دشمنان اصلی گاس فرینگ است.
چاک مکگیل
با بازی مایکل مککین، برادر بزرگتر جیمی و یکی از شخصیتهای کلیدی در شکلگیری مسیر زندگی اوست.
ناچو وارگا
با بازی مایکل ماندو، شخصیتی است که میان خانواده سالامانکا، گاس و خانواده خودش گرفتار میشود.
لالو سالامانکا
با بازی تونی دالتون، یکی از جذابترین شخصیتهای سریال است که با ورودش، رقابت میان گاس و سالامانکاها وارد مرحلهای تازه میشود.
پخش Better Call SaulBetter Call Saul نخستین بار در ۸ فوریه ۲۰۱۵ از شبکه AMC پخش شد.
پخش این مجموعه در کشورهای مختلف نیز توسط سرویسها و شبکههای گوناگون انجام شد و Netflix از جمله مهمترین پلتفرمهایی بود که سریال را در بسیاری از مناطق جهان عرضه کرد.
قسمت اول سریال هنگام پخش اولیه در آمریکا بیش از ۶.۹ میلیون بیننده جذب کرد و به یکی از بزرگترین افتتاحیههای تاریخ تلویزیون کابلی آمریکا تبدیل شد.
در ادامه، سریال بهصورت جهانی گسترش پیدا کرد و مخاطبان زیادی در خارج از آمریکا نیز آن را دنبال کردند.
واکنش منتقدان به Better Call SaulBetter Call Saul از همان فصل اول با استقبال قابل توجه منتقدان و مخاطبان روبهرو شد. بازی بازیگران، شخصیتپردازی، داستان، کارگردانی، فیلمبرداری و شیوه روایت آن بارها مورد تحسین قرار گرفت.
منتقدان از این موضوع استقبال کردند که سریال با وجود ارتباط بسیار نزدیک با Breaking Bad، توانست هویت مستقل خودش را شکل دهد.
عملکرد باب ادنکیرک و بهویژه بازی ریا سیهورن نیز بارها مورد توجه قرار گرفت.
این مجموعه در طول سالهای پخش خود نامزد جوایز متعددی شد و در جشنوارههای مختلف حضور داشت. سریال همچنین چندین بار در بخشهای مهم جوایز Primetime Emmy نامزد شد.
Better Call Saul در کنار تحسین منتقدان، جایگاه قابل توجهی نیز میان مخاطبان پیدا کرد و قسمتهایی از آن در فهرست اپیزودهای بسیار تحسینشده تاریخ تلویزیون قرار گرفتند.
Better Call Saul و ارتباط آن با Breaking Badیکی از جذابترین بخشهای سریال، ارتباط دائمی آن با Breaking Bad است.
بسیاری از شخصیتهای آشنا از جمله گاس فرینگ، مایک ارمنتراوت، هکتور سالامانکا و توکو در Better Call Saul حضور دارند و برخی دیگر نیز در فصل پایانی ظاهر میشوند.
با این حال، سریال صرفاً از شخصیتهای Breaking Bad استفاده نمیکند؛ بلکه بخشهایی از گذشته آنها را روایت میکند و نشان میدهد چگونه اتفاقات سالهای قبل، به دنیایی منجر میشود که مخاطب بعدها در Breaking Bad میبیند.
حتی ساختار زمانی Better Call Saul نیز تنها به سالهای قبل از Breaking Bad محدود نیست و بخشهایی از داستان در دوران پس از اتفاقات آن مجموعه روایت میشود.
۱. Better Call Saul قرار نبود در ابتدا چنین سریال جدیای باشد!
شاید عجیبترین حقیقت درباره Better Call Saul این باشد که ایده اولیه آن حتی میتوانست کاملاً متفاوت باشد.
در مراحل اولیه ساخت، نسخهای از سریال به شکل یک کمدی نیمساعته هم مورد بررسی قرار گرفته بود. باب اودنکرک در مصاحبهای توضیح داده که در جلسات اولیه حتی صحبت از یک کمدی ۳۰ دقیقهای وجود داشته است. ایده اصلی میتوانست بیشتر روی ماجراهای عجیبوغریب یک وکیل حقهباز متمرکز باشد.
در نهایت، سازندگان یعنی وینس گیلیگان و پیتر گولد مسیر متفاوتی را انتخاب کردند و داستان جیمی مکگیل را بسیار عمیقتر و دراماتیکتر توسعه دادند.
داستان شکل گرفتن ایده ساخت سریال Better Call Saul واقعا داستان جالبی است. در زمان ساخت سریال Breaking Bad وینس گلیگان و دیگر نویسندههای آن سریال بهدنبال جملهای ماندگار برای شخصیت سال میگشتند که درنهایت جمله «بهتره با سال تماس بگیری» با موافقت همه آنها روبهرو شد. دراینمیان و در اتاق نویسندگان این سریال جوکهای زیادی درباره شخصیت سال گفته میشد. وینس گلیگان درباره این موضوع توضیحات جالبی داد و گفت: «در زمان ساخت بریکینگ بد من عاشق نوشتن دیالوگهای مربوطبه شخصیت سال بودم و بیراهه نیست اگر بگویم سال شخصیت مورد علاقه من در این سریال بهشمار میرود».
او در ادامه گفت: «زمانیکه بهدنبال یک جمله و عبارتی منحصربهفرد برای سال میگشتیم سایر نویسندگان به شوخی جملاتی را میگفتند و من هم در جواب آنها به شوخی گفتم خب هروقت که سریالی درباره سال ساختیم، میتوانیم از آن جملات استفاده کنیم. همین جمله که من به شوخی آن را بیان کردم باعث شد تا ایده ساخت یک اسپینآف درباره شخصیت سال در ذهن من شکل بگیرد و از همان موقع و از همان زمان ساخت فصلهای ابتدایی بریکینگ بد به فکر ساخت آن و جزییات داستانی چنین سریالی بودم. نکته جالبی که از آن لحظه متوجه شدم این است که مراقب باشید درباره چه موضوعی شوخی میکنید؛ بعضی اوقات شوخیها ممکن است به واقعیت بپیوندند».
جیمی: «من در تمام این سالها کار درست و قانونی رو انجام دادم ولی برام چه سودی داشته؟ هیچی!»
زمانیکه سریال بریکینگ بد به انتهای خود رسید و وینس گلیگان در فکر ساخت اسپین آف Better Call Saul بود، ایدههای بسیار زیادی را بررسی کرد. هرچه که باشد او قرار بود برای یکی از بهترین سریالهای تاریخ تلویزیون یک دنباله تهیه کند و این موضوع اصلا و ابدا کار سادهای تلقی نمیشد. در جلسات بسیاری که سازندگان سریال با یکدیگر داشتند ایدههایی مانند ساخت یک سریال کمدی یا ساخت یک سریال جنایی با لحظاتی بسیار دراماتیک مطرح شد ولی یکی از ایدهها از سایر آنها محتملتر بهنظر میرسید. ساخت یک سریال سیتکام. بله درست شنیدید، سریال سیتکام Better Call Saul. وینس گلیگان درابتدا با این ایده موافقت کرد، دلیل او برای این موضوع این بود که باب اودنکیرک تجربه زیادی در برنامههای کمدی و سیتکام داشت.
اودنکیرک در برنامههایی مانند Mr. Show and the Incredible و !Comedy Bang! Bang سابقه درخشانی داشت و بههمیندلیل گلیگان با ایده ساخت این سیتکام بسیار موافق بود. آنها برنامه زمانی پخش سریال را نیز قسمتهایی نیم ساعته اعلام کردند و گفته بودند که ساخت سریال با حضور تماشاگران در استودیو انجام خواهد شد. یک لحظه تصور کنید سریال Better Call Saul بهصورت سیتکام و با صدای خنده حاضرین در استودیو ساخته میشد؛ نه واقعا نیازی به تجسم کردن نیست.
پس از آن یکی از سازندگان سریال پیشنهاد داد تا این سریال در سبک جنایی ساخته و شخصیت سال گودمن هر هفته یک پرونده مهم را در دادگاه پیروز شود؛ یک ایده کاملا کلیشهای که اگر ساخته میشد مطمئنا به پایان خود نمیرسید. درنهایت ایده ساخت سریال در ژانر درام و کمدی (درامدی) با موافقیت همه سازندگان آن همراه شد. احتمالا تمام افرادی که مثل من عاشق این سریال هستند خدا را شکر میکنند که سریال همان اتمسفر و مسیر بریکینگ بد را ادامه داد و حتی از آن هم بهتر شد. اینگونه بود که بهترین تصمیم برای ساخت این سریال اتخاذ شد و نتیجه چیزی نبود به جز سریالی که همه ما تماشا کردیم و بینهایت از آن لذت بردیم.
۲. Saul Goodman در واقع اسم واقعی جیمی نیست
یکی از پایههای اصلی داستان سریال این است که مردی که در Breaking Bad با نام Saul Goodman میشناسیم، در اصل James McGill است.
او در طول داستان هویتها و نامهای مختلفی دارد؛ از جیمی مکگیل گرفته تا Saul Goodman و در خط زمانی پس از اتفاقات Breaking Bad، Gene Takavic.
حتی نام Saul Goodman هم یک شوخی زبانی است. عبارت انگلیسی “S'all good, man” از نظر تلفظ به Saul Goodman نزدیک است؛ چیزی که کاملاً با شخصیت وکیل پرزرقوبرق و تبلیغات عجیب او هماهنگ است.
این مورد به قبل از مراحل ساخت سریال Breaking Bad مربوط میشود ولی بهاینخاطر که این توضیحات مربوطبه شخصیت سال گودمن است در مقاله بریکینگ بد به آن اشارهای نکردم و در این مقاله به توضیح آن خواهم پرداخت. وینس گلیگان قبل از انتخاب اسم سال گودمن بهدنبال یک نام برای آن شخصیت میگشت که یک نام دهن پرکن باشد و در ذهن موکلهای او بهراحتی باقی بماند. بههمیندلیل درابتدا برای این شخصیت نام سال گود (Saul Good) را انتخاب کرد که شبیه به شیوه گفتاری و محاورهای عبارتِ (It's all good) است.
پس از این موضوع یکی دیگر از نویسندگان سریال بهجای کلمه گود کلمه گودمن را پیشنهاد داد که عبارت مذکور را به (It's all good man) یا همان «همهچی ردیفه» تغییر میداد. وینس گلیگان و سایر نویسندگان و سازندگان سریال از این پیشنهاد بسیار استقبال کردند و اینگونه نام شخصیت سال گودمن انتخاب شد. گلیگان در مصاحبهای با اشاره به این موضوع گفت که آنها بسیار خوششانس بودند که نخستین اسمی که به ذهنشان رسید یعنی سال با کلمه کال هم قافیه بود و به این ترتیب هم نام مناسبی برای این شخصیت پیدا کردند و هم جمله جالبی برای او.
۳. کیم وکسلر در Breaking Bad وجود نداشت
اگر Breaking Bad را دیده باشید، احتمالاً این سؤال برایتان پیش آمده که «پس کیم کجا بود؟»
پاسخ ساده است: کیم وکسلر در سریال Breaking Bad حضور ندارد.
با این حال، Better Call Saul نشان میدهد که کیم چه جایگاه مهمی در زندگی جیمی داشته است. همین موضوع باعث شد داستان Better Call Saul فقط تبدیل شدن یک وکیل به Saul Goodman نباشد و رابطه جیمی و کیم به یکی از محورهای اصلی سریال تبدیل شود. رسانههایی مانند Los Angeles Times نیز به این نکته اشاره کردهاند که کیم، برخلاف بسیاری از شخصیتهای مهم سریال، در Breaking Bad حضور ندارد.
۴. Chuck McGill در ابتدا قرار بود شخصیت متفاوتی باشد
یکی از شخصیتهایی که مسیرش در طول تولید سریال تغییر کرد، Chuck McGill بود.
پیتر گولد توضیح داده که در هنگام نوشتن قسمت اول، سازندگان تصور سادهتری از چاک داشتند و او بیشتر بهعنوان شخصیتی درمانده و وابسته به جیمی دیده میشد.
اما اجرای Michael McKean باعث شد سازندگان نگاه متفاوتی به این شخصیت پیدا کنند. غرور، انرژی و ویژگیهای پیچیدهای که مککین به چاک داد، باعث شد گذشته و رابطه دو برادر بسیار عمیقتر نوشته شود.
به همین دلیل، چاکی که در قسمتهای ابتدایی میبینیم با تصویری که احتمالاً سازندگان در ابتدا از او داشتند، تفاوتهایی پیدا کرد.
قبل از شروع توضیحات این مورد یک نکته جالب را بهتر است بدانید؛ مایکل مککین بازیگر نقش چاک توسط برایان کرانستون بازیگر نقش والتر وایت به وینس گلیگان معرفی شد و خب مگر میشود به نظر برایان کرانستون ایرادی وارد کرد؟ قطعا نه! تقریبا تمام افرادی که سریال بتر کال سال را تماشا کردهاند بههیچوجه از شخصیت چاک دل خوشی ندارند. برادر بزرگتر و تقریبا دیوانه جیمی که هرکاری میتوانست انجام میداد تا جلوی پیشرفت برادر خود را بگیرد. بااینحال باور کنید یا خیر بههیچوجه قرار نبود شخصیت چاک به آتناگونیست سریال تبدیل شد و حکم آدم بد داستان را داشته باشد. زمانیکه وینس گلیگان و سایر نویسندگان سریال درحال نوشتن فیلمنامه قسمت هفتم فصل نخست بودند، متوجه شدند که چاک پتانسیل زیادی برای تبدیل شدن به فرد شرور داستان را در خود و در روند داستانی خودش جای داده است.
گلیگان در همین رابطه توضیحات جالبی داد و گفت: «ایده تبدیل شدن چاک به آتاگونیست سریال یک تغییر لحظه آخری بهشمار میرود. در اواخر فیلمنامه فصل نخست بود که این ایده بهطور ناگهانی به ذهن من و سایر نویسندگان سریال رسید و از نتیجه این ایده هم قطعا بسیار راضی هستیم. موضوع مهمی که درباره ساخت سریالهای تلویزیونی عاشق آن هستم این است که شما میتوانید ایدههای بسیار جالب خود را در حین ساخت سریال اجرایی کنید. شما اگر خوششانس باشید و زمان کافی داشته باشید میتوانید حتی خط داستانی اصلی سریال را تغییر دهید و ایدههای جذاب خود را عملی کنید. خط داستانی شخصیت چاک مکگیل دقیقا حاصل همین ایدههای لحظه آخری بهشمار میرود».
۵. صحنههای Omaha در واقع در Omaha فیلمبرداری نشدهاند!
یکی از شناختهشدهترین تصاویر Better Call Saul، جیمی در لباس کارمند Cinnabon و در هویت Gene Takavic است.
در داستان، Gene در Omaha, Nebraska زندگی میکند؛ اما بخشهای مربوط به Cinnabon در واقع در Cottonwood Mall در Albuquerque نیومکزیکو فیلمبرداری شدهاند.
جالبتر اینکه تولید سریال برای بازسازی فضای موردنیاز با Cinnabon همکاری کرد و تجهیزات و اقلام متناسب با دوره زمانی داستان را برای فیلمبرداری فراهم کرد.
۶. سیاهوسفید بودن خط داستانی Gene اتفاقی نیست
سکانسهایی که Gene را بعد از اتفاقات Breaking Bad نشان میدهند، عمدتاً با تصویری سیاهوسفید روایت میشوند.
این انتخاب صرفاً یک تصمیم زیباییشناسانه نبود. سازندگان از نور، سایه و حذف رنگ برای ایجاد تفاوت میان این دوره از زندگی جیمی و بخشهای دیگر داستان استفاده کردند.
پیتر گولد حتی از نور و تاریکی در سکانسهای Gene برای برجسته کردن وضعیت روحی و موقعیت او استفاده میکرد؛ چیزی که در جزئیات نورپردازی قسمتهای مربوط به این خط زمانی کاملاً دیده میشود.
۷. تیتراژ Better Call Saul هم عمداً حس «کهنه» دارد
یکی از جزئیات دوستداشتنی سریال، تیتراژ آغازین آن است. تصاویر تیتراژ کیفیتی شبیه نوارهای VHS قدیمی یا ویدئوهای ارزان تبلیغاتی دارند.
هر قسمت نیز میتواند تصویری متفاوت را در تیتراژ نشان دهد؛ از وسایل مربوط به دفتر Saul Goodman گرفته تا اشیایی که یادآور دوران فعالیت او هستند.
سازندگان این سبک را با الهام از کیفیت پایین VHS و همچنین تبلیغات ارزان و عجیب Saul در Breaking Bad طراحی کردند.
۸. بعضی مکانهای Better Call Saul همان مکانهای Breaking Bad هستند
دنیای Better Call Saul قرار نبود فقط از نظر داستانی به Breaking Bad متصل باشد؛ لوکیشنها نیز این ارتباط را حفظ کردند.
برای مثال، رستورانی که در Breaking Bad بهعنوان Los Pollos Hermanos شناخته میشود، در واقع همان رستوران Twisters در Albuquerque است.
مکانهای دیگری نیز در هر دو سریال استفاده شدهاند و برخی لوکیشنهای آشنا با زاویههای متفاوت دوباره فیلمبرداری شدهاند تا ارتباط میان دو مجموعه حفظ شود.
۹. دفتر حقوقی جیمی واقعاً یک دفتر حقوقی معمولی نبود!
یکی از عجیبترین لوکیشنهای سریال، محل کار اولیه جیمی است؛ فضایی که در پشت یک سالن ناخن قرار دارد.
این مکان تنها یک دکور کاملاً ساختهشده در استودیو نبود. تولید سریال از یک سالن واقعی استفاده کرد و با صاحبان آن برای فیلمبرداری هماهنگ شد.
به همین دلیل فضای کوچک و غیرمعمول دفتر جیمی، حس بسیار متفاوتی نسبت به دفاتر لوکس HHM دارد.

۱۰. Better Call Saul تقریباً تماماً در نیومکزیکو فیلمبرداری شد
با وجود اینکه داستان در مکانهای مختلفی از آمریکا جریان دارد، بخش بسیار بزرگی از فیلمبرداری در Albuquerque و اطراف آن انجام شد.
حتی Omaha، مکزیک و بسیاری از مکانهایی که در داستان قرار است شهر یا کشور دیگری باشند، با استفاده از لوکیشنهای نیومکزیکو بازسازی شدند.
طبق اطلاعات تولید، فیلمبرداری اصلی شش فصل از ژوئن ۲۰۱۴ تا فوریه ۲۰۲۲ ادامه داشت و تنها بخش بسیار محدودی از تصویربرداری سریال خارج از نیومکزیکو انجام شد.
۱۱. بازگشت والتر و جسی فقط یک «کِیف هواداری» نبود
ظهور دوباره شخصیتهای Walter White و Jesse Pinkman در فصل ششم یکی از موردانتظارترین اتفاقات سریال بود.
اما نویسندگان صرفاً نمیخواستند دو شخصیت معروف را دوباره جلوی دوربین بیاورند. تیم سازنده از این حضور برای ایجاد ارتباط میان هویت Gene، Saul و Jimmy استفاده کرد.
حتی یکی از صحنههای مربوط به والتر و جسی، صحنه معرفی اولیه Saul در Breaking Bad را دوباره در بستری تازه روایت و بازتفسیر میکند.
۱۲. برخی سکانسهای Breaking Bad برای Better Call Saul دوباره ساخته شدند
یکی از مشکلات جالب تیم تولید این بود که بسیاری از مکانها و موقعیتها قبلاً در Breaking Bad دیده شده بودند.
سازندگان برای بعضی از این صحنهها مجبور بودند فضای قبلی را با دقت بازسازی کنند، اما در عین حال زاویه دوربین و قاببندی جدیدی ارائه دهند تا مخاطب احساس نکند فقط همان صحنه قبلی را دوباره دیده است.
این توجه به جزئیات یکی از دلایلی است که جهان تصویری دو سریال تا این اندازه به هم متصل به نظر میرسد.
۱۳. سبک تصویربرداری Better Call Saul عمداً دقیقاً شبیه Breaking Bad نیست
با وجود اینکه هر دو سریال در یک جهان داستانی قرار دارند، تیم تدوین و فیلمبرداری تلاش کرد هویت بصری Better Call Saul مستقل باشد.
Skip Macdonald، تدوینگر این مجموعه، توضیح داده که یکی از تفاوتهای مهم این بود که Breaking Bad در بسیاری از موارد بیشتر از دوربین روی دست استفاده میکرد، در حالی که Better Call Saul تمایل بیشتری به قابهای ثابت و کنترلشده داشت.
به همین دلیل اگر دو سریال را پشت سر هم تماشا کنید، با وجود شباهتهای زیاد، تفاوت زبان تصویری آنها را هم احساس خواهید کرد.
۱۴. Better Call Saul در مجموع ۶۳ قسمت دارد
Better Call Saul در فاصله سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۲ پخش شد و در مجموع شامل ۶ فصل و ۶۳ قسمت است.
اولین قسمت سریال در ۸ فوریه ۲۰۱۵ پخش شد و داستان در ۱۵ اوت ۲۰۲۲ با قسمت پایانی به پایان رسید.
جالب است که برخلاف بسیاری از سریالهای طولانی، تیم سازنده از همان ابتدا قرار نبود صرفاً با اضافه کردن فصلهای بیشتر داستان را ادامه دهد؛ ساختار داستان بهتدریج به سمت پایان مشخص جیمی مکگیل حرکت کرد.
۱۵. Better Call Saul با وجود نامزدیهای فراوان، هیچ جایزه امی در رقابت اصلی دریافت نکرد
یکی از قابلتوجهترین آمارهای مربوط به سریال، سابقه آن در جوایز Primetime Emmy است.
طبق اطلاعات رسمی Television Academy، Better Call Saul در مجموع ۵۳ نامزدی امی دریافت کرده و در نهایت در این مجموعه جوایز، ۰ برد ثبت شده است.
این نامزدیها در بخشهایی مانند بهترین سریال درام، بازیگری، نویسندگی و بخشهای فنی ثبت شدهاند و حتی در سال ۲۰۲۳ نیز سریال برای جوایز مربوط به فصل پایانی نامزد شد.
16. بریکینگ بد و بهتره با سال تماس بگیری : دو برادری جدا نشدی!
سریال Better Call Saul بهقدری باکیفیت و جذاب دنبال شد که در بسیاری از قسمتهای آن میتوانیم آن را بهتر از سریال اصلی یعنی Breaking Bad بدانیم ولی فراموش نکنید که این سریال درنهایت یک دنباله بهشمار میرود و بسیار طبیعی است که اشارههای زیادی از سریال اصلی را در آن ببینیم. بااینحال این اشارهها و رفرنسهای زیاد خیلی واضح بهکار نرفتهاند و نیازمند تماشای با دقتِ این دو سریال هستند. یکی از واضحترین رفرنسهای بتر کال سال به بریکینگ بد نوشیدنی معروف سریال است. نوشیدنیای که در قسمت نخست فصل دوم کیم و جیمی از آن استفاده میکنند دقیقا همان نوشیدنیای قلمداد میشود که در سریال بریکینگ بد شخصیت گاس فرینگ بهوسیله آن اعضای کارتل خوارز را مسموم میکند.
البته اشارههای این مدلی در سریال Better Call Saul زیاد هستند و در یک مورد نمیتوان به همه آنها اشاره کرد. از رفرنسهای این مدلی که عبور کنیم به چهرههای آشنا و حاضر در هر دو سریال میرسیم. تقریبا تمام شخصیتهای اصلی سریال را در سریال Breaking Bad نیز دیده بودیم ولی بااینوجود برخی از بازیگران این دو سریال نقشهای متفاوتی را در این دو برنامه تلویزیونی ایفا کردهاند. شاید مهمترین آنها شخصیت کارگذار بورسی باشد که در همان قسمت نخست فصل دوم کیم و جیم او را گول میزنند و جلوی او نقش بازی میکنند. این شخصیت درواقع همان شخصیت کِن بهشمار میرود که در سریال Breaking Bad و در قسمت چهارم فصل نخست با او آشنا شدیم.
یکی دیگر از اشارههای مهم این سریال در سریال بریکینگ بد به آینده شخصیت جیمی مکگیل یا همان سال گودمن مربوط میشود. اگر از طرفداران سرسخت بریکینگ بد باشید حتما در خاطرتان است زمانیکه سال گودمن هویت خودش را از بین برد و آماده فرار از آلبوکرکی شد پیش خودش به بهترین سناریو ممکن اشاره میکند. او در آن سکانس میگوید که در بهترین حالت ممکن من در آینده یکی از شعبههای Cinnabon را در نبراسکا مدیریت خواهم کرد. در ابتدای هر فصل و تصاویری که ما از آینده سال گودمن با نام جن میبینیم، زندگی او دقیقا همان شکلی پیش میرود که او در سریال بریکینگ بد به آن اشاره کرده بود.
رفرنس دیگری که میان این دو سریال وجود دارد به زانوی جیمی ربط دارد. در اپیزودهایی از هر دو سریال شخصیت سال با صدایی بلند فریاد میزند که زانوی او درد میکند و مشکل دارد. خب ما میدانیم که این موضوع در بریکینگ بد هیچ دلیلی نداشته ولی زمانیکه در بتر کال سال با پیشزمینه داستانی جیمی مواجه میشویم، میبینیم که درد زانوی او به دوران نوجوانیاش در شیکاگو مربوط میشود. همانطور که میدانید او در آن دوران لقب جیمی لغزنده را داشته و کارهای زیادی را روی یخ انجام میداده و بههمیندلیل زانوی او قطعا دچار مشکلات زیادی شده است.
یکی دیگر از اشارههای Better Call Saul به نخستین دیدار والتر وایت و جسی پینکمن با سال گودمن تعلق دارد. در اولین دیدار آنها دستهای سال از پشت بسته شده بودند و او خطاب به آن دو نفر گفت که میتواند به آنها کمک کند. بههمیندلیل سال از والتر و جسی درخواست کرد که هرکدام از آنها یک دلار درون جیب او بگذارند تا او رسما به وکیل آنها تبدیل شود و حق و حقوق موکلین خود را رعایت کند. سال گودمن این حرکت را احتمالا از کیم آموخته؛ کیم زمانیکه متوجه شد سال (در آن زمان جیمی مکگیل) در دادگاه به مشکل خورده از او خواست تا یک دلار به او بدهد تا رسما موکل او لقب بگیرد و سال هم پس از سالها از همین حرکت درمقابل والتر و جسی استفاده کرد.
مایکل: «تو دقیقا میدونی چه اتفاقی افتاده، سؤال اصلی اینه که میتونی باهاش کنار بیای یا نه؟»
آخرین رفرنسی که در این مورد به توضیح آن خواهیم پرداخت به یکی از مکانهای مشترک در این دو سریال مربوط میشود. رستورانی که شخصیت جیمی مکگیل در ابتدای سریال با موکلهای احتمالی خود یعنی خانواده کِتِلمن که پول زیادی را دزدیده بودند، روبهرو شد را یادتان است؟ این رستوران در نگاه اول شاید یک لوکیشن ساده بهنظر برسد ولی زمانیکه از وینس گلیگان صحبت میکنیم، هیچ چیز بیدلیل نیست. این رستوران دقیقا همان رستورانی بهشمار میرود که شخصیت جسی پینکمن در فصل چهارم سریال Breaking Bad یک ملاقات موذبکننده با شخصیت مایکل داشت. ملاقات جیمی با خانواده کتلمن هم میتواند چنین ملاقات موذبکنندهای تلقی شود.
بهطور خلاصه وصل کردن داستانهای این دو سریال بدون شک بسیار لذتبخش است.
17. رنگ شناسی در بهتره با ساول تماس بگیری!
وینس گلیگان و پیتر گولد در سریال بریکینگ بد بهطرز استادانهای نشان دادند که چقدر در اجرای جزییات خِبره هستند. آنها برای آن سریال از یک سری کدهای رنگی استفاده میکردند که نمونه پختهترِ آن را میتوانیم به وضوح در Better Call Saul نیز ببینیم. این جزییات که هرکدام مفهوم جداگانهای دارند بسیار تحسینبرانگیز و جالب بهتصویر کشیده شدهاند. حالا به توضیحات اصلی این مورد برسیم. در سریال Better Call Saul یک سری کدهای رنگی خاص وجود دارد که اطلاع داشتن از آنها کمک شایانی به خط داستانی، اهداف و افکار سازندگان سریال در آن لحظه بهخصوص میکند.
طبق توضیحات پیتر گولد، رنگ قرمز و درکل رنگهای گرم برای نشان دادن لحظات مهم و پرتنش سریال استفاده شدهاند و همچنین این رنگها برای بهتصویر کشیدن افراد گناهکار یا بهاصطلاح آدم بدهای داستان بهکار گرفته میشوند. بههمیندلیل وکیلهای حاضر در سریال غالبا رنگهایی سرد به تن میکنند. کل داستان سریال بتر کال سال قصد دارد مسیر تبدیل شدن جیمی مکگیل به سال گودمن را به ما نشان دهد. سال درابتدای سریال لباسهایی با رنگ سرد میپوشد و رفته رفته رنگ معمول لباسهای او به قهوهای تغییر میکند. قهوهای رنگی است میان رنگهای گرم و سرد و در میانههای سریال نیز شخصیت اصلی داستان میان جیمی مکگیل درستکار و سال گودمن زرنگ و پرحاشیه قرار گرفته است.
هرموقع جیمی مکگیل از رنگهای شاد و گرم استفاده میکند در آن لحظه قصد دارد کاری خلاف عرف انجام دهد و به بیراهه رود. جالبترین نکته این موضوع رنگ ماشین جیمی قلمداد میشود. حتما میدانید که رنگ ماشین او زرد کمرنگ است ولی یکی از درهای آن بهدلیل تعمیرات رنگ زرد ندارد و تقریبا به رنگ قرمز بهنظر میرسد. همین مثال خیلی هنرمندانه استفاده از جزییات را توسط وینس گلیگان و پیتر گولد به ما نشان میدهد که اگر جیمی مکگیل فردی درستکار است ولی همیشه کمی خورده شیشه در ذات او وجود دارد.
18. تصویر سازی و استعارههای تصویری سریال بهتره با ساول تماس بگیری
به جرات میتوانم بگویم که تا الان هیچ فیلم و سریالی را بهتر از Better Call Saul در این زمینه تماشا نکردم. تصویرسازیها و استعارههای تصویری استفاده شده در سریال بهقدری با جزییات و بامفهموم هستند که در بسیاری از لحظات آن خط داستانی و مفهموم داستان سریال تنها با استفاده از تصاویر جلو میرود و این موضوع به بینندهها ربط پیدا میکند که سرنخهای این تصویرسازیها را پیدا کنند. این موضوع بدون شک یکی از نقاط قوت اصلی این سریال است. با پیدا کردن این سرنخها نهتنها میتوانیم بهتر متوجه داستان سریال شویم که میتوانیم از آنها نهایت لذت را ببریم. البته باید اشاره کنم که تعداد این استعارههای تصویری در سریال بسیار زیاد است و واقعا امکانش وجود ندارد که به همه آنها نگاهی داشته باشیم، بنابراین سعی میکنیم به بررسی مهمترین، کلیدیترین و جالبترین استعارههای تصویری موجود در سریال بتر کال سال بپردازیم.
۱- سطل زباله
اولین استعاره تصویری که قصد داریم به آن نگاهی کنیم مربوطبه همان فصل نخست سریال میشود. یک سطل زباله در شرکت حقوقی HHM و نزدیک به آسانسور این شرکت در طبقه پارکینگ وجود دارد که در چند سکانس شاهد آن هستیم. شاید باورتان نشود ولی این سطل زباله یکی از دلایلی است که من دیوانهوار عاشق این سریال شدم. در یکی از سکانسهای سریال شخصیت جیمی پس از بیرون آمدن به آسانسور لگد محکمی به آن سطل زباله میزند و این اتفاق یک بار دیگر هم در سریال رخ میدهد. سطل زباله در ابتدای فصل نخست سریال سالمتر از انتهای فصل نخست بود و در سکانسی که جیمی و کیم در آسانسور هستند با تصویربرداری فوقالعاده زیبای این سریال ما این سطل زباله را در کادر دوربین تماشا میکنیم که فرورفتگیهای زیادی دارد.
حالا این فرورفتگیها اصلا چرا مهم هستند و چرا باعث شدند تا من عاشق این سریال شوم؟ این سطل زباله میتواند استعارهای باشد از شخصیت جیمی مکگیل. درابتدای سریال با جیمی آشنا میشویم و هرچقدر که سریال جلو میرود مشکلات او هم بیشتر میشود و مدام از جهتهای مختلف ضربه میخورد. جیمی زیر دستوپای مشکلات اینقدر کتک میخورد تا بلاخره راهی برای رهایی از آنها پیدا کند. این سطل زباله دقیقا استعاره از جیمی مکگیل است که درابتدای سریال سالم بهنظر میرسد ولی رفتهرفته اینقدر لگد میخورد تا شکل ابتدایی خود را از دست بدهد. دقیقا مانند جیمی که رفتهرفته شخصیت ابتدایی خود را از دست میدهد تا به سال گودمنی که در بریکینگ بد میشناختیم، تبدیل شود.
۲- بستنی قیفی و مورچهها
تصویرسازی بعدی که به توضیح آن خواهیم پرداخت نهتنها یکی از بهترین تصویرسازیها و استعارههای تصویری این سریال تلقی میشود که میتواند یکی از زیباترین کادرهای تاریخ تلویزیون لقب بگیرد. در قسمت دوم فصل پنجم سریال Better Call Saul شخصیت سال پس از رشوه دادن به مامور تاسیسات دادگاه توانست با یک وکیل دیگر در آسانسور ملاقات و در آن زمان چند پرونده را حلوفصل کند. او پس از یک روز کاری بسیار خوب تصمیم میگیرد یک بستنی قیفی بخرد و از ادامه روز خود لذت ببرد که ناگهان سروکله ناچو پیدا میشود. در این سکانس هیچ کاری با شخصیتها نداریم و تنها المان مهم همان بستنی قیفی که در دستان سال قرار دارد، بهشمار میرود.
در آن لحظه سال لحظات خوبی را سپری میکرد، چند پرونده را به سرانجام رسانده بود و درکل از آن لحظات لذت میبرد. زمانیکه ناچو به او میگوید سوار ماشین شود سال میگوید که میتواند بستنی خود را همراهش بیاورد یا خیر که با جواب منفی ناچو روبهرو میشود. آن بستنی استعارهای بسیار زیبا از آن لحظات خوب، اتفاقهای خوب و درکل موفقیتهای آن چند روز است که قبل از رسیدن ناچو برای سال اتفاق افتاده بودند. انداختن آن بستنی روی زمین یعنی رها کردن تمام این المانها و رفتن به آغوش مشکلاتی جدی و اتفاقات بدی که در ادامه سال با آنها روبهرو میشود و همه ما از آنها اطلاع داریم.
در آغاز قسمت بعدی یعنی قسمت سوم فصل پنجم شاهد همان کادر زیبایی هستیم که در آغاز این موضوع به آن اشاره کردم. هجوم آوردن مورچهها و از بین رفتن بستنی زیر پاهای صدها مورچه. نکته جالب جایی رقم میخورد که ناچو پس از پایان کارش با سال او را دقیقا به همان مکان برمیگرداند و سال در همان نقطه از ماشین پیاده میشود. در آن لحظه میتواند صحنهای را ببیند که بسیار هنرمندانه به او و به ما نشان میدهد که سال هماکنون زیر کوهی از مشکلات بزرگ قرار گرفته است. او حتی میتواند مقدار کمی از بستنی خود را هم ببیند ولی نمیتواند حتی به آن دست بزند. تمام آن اتفاقات و لحظات خوب جلوی روی او از بین میروند و مورچهها یعنی مشکلات جدید سال، آنها را تصرف میکنند.
۳- شیشههای نوشیدنی
در یکی از قسمتهای فصل پنجم سال با خریدن ۶ عدد نوشیدنی به خانه میآید و همراه کیم در بالکن خانه به نوشیدن آنها مشغول میشود. باید به این نکته اشاره کنیم که شخصیت کیم یک شخصیت کاملا سالم و پایبند به اصول اخلاقی است و هیچوقت برخلاف قانون عمل نمیکند. برعکس او شخصیت سال هیچوقت به قانون پایبندی کامل نداشته و همیشه دنبال میانبرهایی برای انجام دادن کارهای خود بوده است. زمانیکه این دو درحال خوردن نوشیدنی در بالکن هستند، جیمی شیشه یکی از نوشیدنیها را بهصورت آویزان شده در دستش قرار میدهد و کیم را تهدید میکند که شیشه را خواهد انداخت و در کمال تعجب میبینیم که خود کیم یکی از شیشهها را نهتنها نمیاندازد که آن را به وسط محوطه پرت میکند.
آنها چند شیشه نوشیدنی را در آن لحظه در میانه محوطه پارکینگ با پرت کردن خورد میکنند و باعث میشوند تا خورده شیشهها در محوطه پارکینگ پخش شوند. در آن لحظه پیش خودمان میگوییم آیا کیم مثل برخی دیگر از لحظات سریال قصد دارد از پایبندی و اصول اخلاقی خود فاصله بگیرد که به فردای آن روز میرسیم. کیم به خورده شیشهها نگاه میکند و جیمی به او میگوید که بعدا یک نفر آنها را تمیز خواهد کرد ولی اصول اخلاقی کیم به او اجازه نمیدهد اشتباهش را یک نفر دیگر تمیز کند و بههمیندلیل خودش شیشههای شکسته شده را جمع میکند تا متوجه شویم کیم از اصول اخلاقی خود فاصله نخواهد گرفت و به آنها پایبند خواهد بود. در لحظهای که کیم و جیم شیشههای نوشیدنی را به محوطه پرت میکنند ما شاهد هیچگونه دیالوگی نیستیم و سازندگان سریال تنها با استفاده از تصاویر به ما قوس شخصیتی کیم را نشان میدهند که فردای آن روز دوباره به حالت اولیه برمیگردد.
۴- در نوشیدنی زفیرو
بهطور کل در سریال Better Call Saul با تصویرنگاریهای زیادی مربوطبه نوشیدنی طرف هستیم. پس از توضیحات شکستن شیشههای نوشیدنی به یکی از المانهای جالب دیگر سریال میرسیم که مربوط میشود به در زیبای یک نوشیدنی خاص به نام زفیرو آنیهرو. لحظات زیادی را میتوانیم بهعنوان یادگاری از رابطه کیم و جیمی انتخاب کنیم ولی بدون شک درِ این نوشیدنی یکی از جالبترین المانها و نشانههای این رابطه دوستداشتنی در این سریال بهشمار میرود.
برای اولینبار در ابتدای فصل دوم و زمانیکه جیمی و کیم سر یک فرد دیگر کلاه گذاشتند، با این نوشیدنی و در منحصربهفردش روبهرو شدیم و پس از آن لحظه تا قسمتهای فصل آخر سریال چند بار با این درِ خاص مواجه شدیم و در تمام آن لحظات خیلی سریع متوجه میشدیم که این در به کدام لحظه سریال تعلق دارد. بااینحال در تمام این لحظات این در را بهصورت پایدار میبینیم که روی یک سطح یا درون یک کشو قرار گرفته و میدانیم که قرار نیست اتفاقی برای آن بیفتد ولی این موضوع همیشه همینطور باقی نمیماند.
در ابتدای فصل انتهایی سریال و زمانیکه شاهد منتقل کردن وسایل جیمی یا همان سال بودیم متوجه این موضوع شدیم که در این نوشیدنی از درون وسایل جیمی به بیرون پرتاب میشود و همان جا روی زمین باقی میماند. در نوشیدنی زفیرو آنیهرو میتواند استعارهای باشد از رابطه کیم و سال؛ کیم همان کوه مستحکمی تلقی میشود که سال در بدترین شرایط زندگی خود روی او حساب کرده و افتادن در این نوشیدنی روی زمین و از بین رفتن آن اشارهای بهشمار میرود برای اتمام رابطه سال و کیم که همانطور که همه ما میدانیم، درنهایت این اتفاق رخ خواهد داد.
۵- لیوان سال و جا لیوانی او در ماشین
لیوان زردرنگی که کیم به جیمی هدیه داده بود را یادتان میآید؟ لیوانی که روی آن نوشته شده بود «دومین وکیل برتر دنیا». این لیوان در جا لیوانی ماشین جیمی بهطور کامل و به درستی قرار میگرفت و مشکلی برایش پیش نمیآمد. زمانیکه جیمی در زمان کار کردن روی پرونده سندپایپر در یک شرکت حقوقی به نام Davis and Main مشغول به کار شد، این شرکت یک ماشین آلمانی بسیار پیشرفته در اختیار جیمی قرار داد تا دیگر خبری از ماشین لهولورده جیمی در سریال نباشد.
بااینحال این ماشین یک مشکل بزرگ داشت و آن هم چیزی نبود به جز اینکه لیوان باارزش جیمی در جا لیوانی این ماشین قرار نمیگرفت. این لیوان را میتوانیم استعارهای از جیمی بدانیم و آنجا لیوانی را استعارهای از وضعیت او. جیمی به جایی که کاملا قانونی و منظم اداره میشد، تعلق نداشت؛ جیمی فردی نبود که در این مکانها به خوبی کار کند؛ جیمی در این مکانها آرامش نداشت. او نیاز داشت تا قانون را دور بزند و به سال گودمن تبدیل شود. ماشین جدید جیمی و جا لیوانی درون آن همین وضعیت درمقابل زندگی مورد علاقه جیمی تلقی میشدند.
درنهایت جیمی بهطور عمدی کاری کرد تا از آن شرکت اخراج شود؛ دقیقا همان کاری که با جا لیوانی ماشین جدیدش کرد و آن را شکست تا بلاخره بتواند لیوانش را در آن جای دهد ولی بازهم لیوانش به درستی در آن قرار نمیگرفت و لق بود. جیمی نمیتوانست به زور در آن محیط و در آن زندگی کار کند و در آن محیط و زندگی قرار بگیرد. جیمی دوباره به همان مسیر همیشگی برگشت و بهاینترتیب بار دیگر همان ماشین قدیمی را دراختیار گرفت و بار دیگر شاهد این موضوع بودیم که لیوان جیمی در جا لیوانی این ماشین بهراحتی و بدون مشکل قرار میگرفت. جیمی بار دیگر به زندگیای برگشته بود که به آن تعلق داشت. لیوان جیمی استعاره بسیار هنرمندانهای از خود جیمی بهشمار میرفت. این لیوان درنهایت توسط گلوله خراب شد و زندگی مورد علاقه سال گودمن نیز به پایان خودش رسید.
۶- چراغ نفتی چاک
شخصیت چاک مکگیل بدون شک یکی از باهوشترین و خردمندترین شخصیتهای سریال Better Call Saul بهشمار میرود. فردی که قطعا یکی از نورهای امیدبخش در جامعه شهری آلبوکرکی و ایالت نیومکزیکو تلقی میشود و چراغ نفتی درون خانه چاک را میتوان استعارهای از هوش او و بهطور خلاصه از خود شخصیت چاک دانست. چراغی که هروقت روشن بود میتوانستیم چاک را در حین انجام کاری مهم تماشا کنیم؛ میتوانستیم ببینیم که چگونه پرونده سندپایپر را به نتیجه میرساند و میتوانستیم ببینیم که از این کار لذت میبرد.
چاک تا زمانیکه چراغ نفتی درون خانهاش نورانی بود، درحال کار کردن بود. حتی زمانیکه بهخاطر بیماری روانی خود از تمام افراد درون زندگیاش و از کل جامعه فاصله گرفته بود ولی بازهم با کمک همان چراغ نفتی کارهای خودش را جلو میبرد. وقتی این چراغ نفتی به زمین افتاد و نابود شد، چاک هم همراهبا آن چراغ به نابودی قدم گذاشت. نور امیدبخش چاک برای جامعه و نور این چراغ نفتی درون خانه او همراهبا هم خاموش شدند؛ چراغ نفتی شکست و چاک جان خودش را گرفت.
۷- انگشتر مارکو
به احتمال زیاد شما هم با من و خیلی از طرفداران دیگر این سریال موافق هستید که شخصیت مارکو با نقشآفرینی مل رودریگز یکی از تاثیرگذارترین افراد روی قوس شخصیتی جیمی مکگیل بهشمار میرود و او را میتوان یکی از مهمترین دلایل تبدیل شدن جیمی به سال دانست. شخصیتی که همراهبا جیمی طی نقشههایی بسیار هوشمندانه و دقیق سر افراد معمولی را کلاه میگذاشتند ولی جیمی پس از دستگیر شدن از مارکو جدا شد و همراهبا چاک به آلبوکرکی رفت و در یک شرکت حقوقی مشغول به کار شد.
جیمی هیچوقت زندگی قبلی خودش را فراموش نکرد؛ کماکه در نخستین سکانسهای قسمت اول این سریال شاهد این موضوع هستیم که داستان زندگی خودش را برای دو جوان تعریف میکند. بااینحال پس از مرگ مارکو، انگشتری که او همیشه بهدست داشت توسط مادرش به جیمی مکگیل، دوست صمیمی او داده شد و جیمی نیز پس از مقداری تنگ کردن این انگشتر برای همیشه آن را همراه خود و در دست خود داشت که بارها و بارها میتوانیم آن را در سکانسهای مختلف تماشا کنیم و نشان دادن این انگشتر توسط سازندگان سریال بههیچوجه بیدلیل نیست.
انگشتر شخصیت مارکو برای جیمی مکگیل حکم طنابی را دارد که جیمی را به زندگی قبلی خودش وصل کرده است و یادآور روزهای گذشته بهشمار میرود. جیمی مکگیل و بعدها سال گودمن بهعنوان یک وکیل هرموقع که قصد دارد قانون را دور بزند و با زرنگبازیهای خاص خودش به هدفش برسد دستی روی این انگشتر میکشد تا این زرنگبازی را با دوست قدیمی خودش یعنی مارکو شریک شود و اینگونه نهتنها یک وکیل قانونی باشد که بتواند کورسوی باریکی از زندگی گذشته جیمی را بار دیگر تجربه کند.
۸- تصویر صورت جیمی روی دیوار
این مورد یکی از تصویرهای مورد علاقه من در سریال است. در فصل پنجم شاهد درگیری بین جیمی مکگیل و سال گودمن هستیم، دعوایی که ما میدانیم درنهایت به سود سال گودمن به پایان خواهد رسید ولی مسیر آن بینهایت زیبا و جذاب است. سال گودمن درنهایت جیمی مکگیل را شکست میدهد و به شخصیت اصلی او تبدیل میشود. در این تصویر میتوانیم هر دوی این شخصیتها را ببینیم؛ سال گودمن درکنار جیمیمکگیل. جیمی درحال فکر کردن به انجام کار درست و اخلاقی و در آن سمت سال گودمن درحال تلاش برای مانع شدن جیمی از انجام آن کار. تصویری هنرمندانه که توسط سازندگان سریال به ما نشان میدهد کمکم شخصیت سال گودمن، جیمی را کنار خواهد زد و در فصل ششم شاهد سال گودمنی هستیم که بهخوبی او را در بریکینگ به یاد داریم و میشناسیم.
اینگونه تصویرسازیها و استعارههای تصویری بینظیر در سریال Better Call Saul کم نیستند و تقریبا در تمام قسمتهای آن میتوان یکی از آنها را پیدا کرد. تنها کاری که میتوانیم انجام دهیم این است که سریال را با دقت بسیار زیادی تماشا کنیم و از لحظهلحظه آن لذت ببریم.
نظر شما همراهان عزیز و همیشگی سایت زومجی درباره سریال Better Call Saul چیست؟ بهنظر شما فصل پایانی این سریال کیفیت فصلهای قبلی خود را ادامه داد؟ اگر شما هم نظری درباره این سریال، اشارههای آن به سریال Breaking Bad و استعارههای تصویری آن در ذهن دارید که در این مقاله به آنها اشارهای نشده است، آن را با ما و سایر خوانندگان سایت درنا پی سی مگ به اشتراک بگذارید.
19. یک نکته جالب دیگر: Better Call Saul فقط یک پیشدرآمد نیست
در نگاه اول ممکن است تصور کنیم Better Call Saul صرفاً یک Prequel برای Breaking Bad است؛ یعنی داستانی که اتفاقات قبل از آن سریال را روایت میکند.
اما ساختار Better Call Saul پیچیدهتر است. بخشی از داستان در سالهای قبل از Breaking Bad اتفاق میافتد، بخشهایی در جریان وقایع Breaking Bad قرار میگیرند و خط داستانی Gene نیز بعد از اتفاقات اصلی Breaking Bad را دنبال میکند.
به همین دلیل، سریال در عمل سه دوره متفاوت از زندگی یک شخصیت را به یکدیگر متصل میکند: Jimmy McGill، Saul Goodman و Gene Takavic.
چرا Better Call Saul برای تماشای دوباره جذاب است؟
یکی از ویژگیهای این سریال این است که بسیاری از جزئیات آن در بار اول شاید کاملاً به چشم نیایند. تغییر رنگ تصویر، نوع لباس پوشیدن شخصیتها، مکانها، تبلیغات Saul، قاببندی دوربین و حتی اشیای داخل صحنهها گاهی بهعنوان بخشی از داستان عمل میکنند.
وقتی مخاطب میداند سرنوشت برخی شخصیتها در آینده چه خواهد شد، تماشای دوباره بسیاری از رفتارهای Jimmy، Kim، Mike و دیگر شخصیتها معنای متفاوتی پیدا میکند.
جمعبندی
Better Call Saul در ظاهر داستان یک وکیل باهوش و خلافکار به نام Saul Goodman است، اما پشت آن سالها طراحی داستان، فیلمبرداری، بازسازی لوکیشنها و جزئیات ریز قرار دارد.
از احتمال تبدیل شدن پروژه به یک کمدی نیمساعته گرفته تا فیلمبرداری Omaha در یک مرکز خرید در Albuquerque، ارتباط لوکیشنها با Breaking Bad، تیتراژهای عمداً قدیمی و ۵۳ نامزدی امی، Better Call Saul پر از جزئیاتی است که نشان میدهد ساخت یک جهان تلویزیونی منسجم تا چه اندازه به جزئیات وابسته است.
شاید به همین دلیل است که حتی بعد از تمام شدن سریال، هنوز پیدا کردن یک جزئیات تازه در پسزمینه یک صحنه یا یک دیالوگ قدیمی میتواند ارزش بازگشت دوباره به دنیای Jimmy McGill را داشته باشد.
سؤالات متداول درباره Better Call Saul
Better Call Saul چند فصل دارد؟
این سریال در مجموع ۶ فصل و ۶۳ قسمت دارد.
آیا Better Call Saul قبل از Breaking Bad اتفاق میافتد؟
بخش بزرگی از داستان قبل از Breaking Bad اتفاق میافتد، اما سریال بخشهایی دارد که در جریان و بعد از اتفاقات Breaking Bad قرار میگیرند.
آیا Saul Goodman اسم واقعی اوست؟
خیر. نام اصلی شخصیت James McGill است و Saul Goodman یکی از هویتهایی است که او برای فعالیت حرفهای خود انتخاب میکند.
آیا Cinnabon سریال واقعاً در Omaha قرار دارد؟
در داستان بله، اما صحنههای Cinnabon مربوط به Gene در واقع در Cottonwood Mall شهر Albuquerque فیلمبرداری شدهاند.
Better Call Saul چند نامزدی امی دارد؟
بر اساس اطلاعات رسمی Television Academy، این سریال در مجموع ۵۳ نامزدی Primetime Emmy داشته است.

