بیوگرافی بیل گیتس؛ داستان زندگی، مایکروسافت و مردی که کامپیوتر شخصی را متحول کرد

بیل گیتس (Bill Gates) یکی از شناختهشدهترین چهرههای تاریخ فناوری و از مهمترین افرادی است که در گسترش کامپیوتر شخصی نقش داشته است. او به همراه پل آلن (Paul Allen) در سال ۱۹۷۵ شرکت مایکروسافت را بنیان گذاشت؛ شرکتی که بعدها با محصولاتی مانند MS-DOS و Windows به یکی از تأثیرگذارترین شرکتهای صنعت نرمافزار تبدیل شد.
اما داستان بیل گیتس فقط داستان ثروت و تأسیس مایکروسافت نیست. مسیر او از علاقه شدید به برنامهنویسی در نوجوانی آغاز شد و در ادامه به شکلگیری یکی از مهمترین شرکتهای فناوری جهان رسید.
در این مقاله از مجله درنا پیسی، زندگینامه بیل گیتس را از کودکی و نخستین تجربههای برنامهنویسی تا تأسیس مایکروسافت، ظهور ویندوز، فعالیتهای بشردوستانه و نقش امروزی او بررسی میکنیم.
بیل گیتس پیش از مایکروسافت، نابغهای با آیکیو ۱۶۰ بود که سیستمها را هک میکرد و در سطلهای زباله شرکتهای نرمافزاری، دنبال کد برای یادگیری میگشت.نام بیل گیتس سالها تداعیکنندهی ثروتمندترین مرد جهان بود. او از کودکی تا دوران مدیرعاملی مایکروسافت، همیشه راز موفقیت را در سرعت و رقابتهای بیوقفه میدید و باور داشت حتی در عرصهی نوآوریهای پیشرو نیز باید پیش از آنکه دیگران مسیر را تشخیص دهند، زیرکانه از خط پایان بگذرد.
گیتس با خلق ویندوز رابطهی عموم مردم با کامپیوترها را کاملاً متحول کرد، مایکروسافت را در بالاترین ردهی فهرست ارزشمندترین شرکتهای جهان نشاند و مصرانه از سیاستهای شرکت خود در دادگاهها دفاع کرد.
بااینحال مسیر زندگی او در نقطهای سرنوشتساز، وارد فصل جدیدی شد که کمتر کسی انتظارش را داشت. او یک دهه پیش از موعد برنامهریزیشده از سمت مدیرعاملی کنارهگیری کرد و با تأسیس بنیاد گیتس، تمرکز و انرژی خود را روی اهدافی فراتر از امپراتوری نرمافزاریاش گذاشت: مبارزه با فقر، بیماری و گسترش آموزش.
از هر کسی که به او مواهب بیشتری داده شده، انتظار بیشتری میرود. موفقیت و ثروت برای شما مسئولیت بیشتری میآورد تا آنچه را به دست آوردهاید، به مردم بازگردانید. موفقیت هیجانانگیز است، اما بدون مسئولیتپذیری معنایی ندارد.
چیزی که شخصیت بیل گیتس را به یکی از افسانههای ماندگار دنیای فناوری تبدیل کرد، نه اعداد و ارقام حسابهای بانکیاش، بلکه تلاش او برای جهانی کردن شعار امروز سیلیکونولی بود: «بیایید دنیا را به جای بهتری تبدیل کنیم».
اما چرا باید حرف مردی را که روزی رقبایش را بیرحمانه از میدان به در میکرد، در قامت فردی بشردوست و تأثیرگذار باور کنیم؟
با ما همراه باشید تا مروری کنیم بر زندگی بیل گیتس، بنیانگذار مایکروسافت، خالق سیستمعاملهای محبوب ویندوز و مردی که در سن ۷۰ سالگی، هنوز سرسختانه و با دیدگاهی منحصربهفرد به حل چالشهای بزرگ بشریت فکر میکند.
فهرست مطالب
Toggleبیل گیتس کیست؟
ویلیام هنری گیتس سوم (William Henry Gates III) که بیشتر با نام بیل گیتس شناخته میشود، کارآفرین، برنامهنویس، سرمایهگذار و نیکوکار آمریکایی است.
او در ۲۸ اکتبر ۱۹۵۵ در شهر سیاتل در ایالت واشینگتن متولد شد و در خانوادهای رشد کرد که تحصیل و فعالیت اجتماعی در آن اهمیت زیادی داشت.
بیل گیتس از سنین پایین به کامپیوتر و برنامهنویسی علاقهمند شد و همین علاقه، مسیر زندگی حرفهای او را تغییر داد. بعدها همراه با دوست دوران نوجوانیاش، پل آلن، وارد کسبوکاری شد که به شکلگیری مایکروسافت انجامید.
امروزه گیتس همچنان در حوزههای فناوری، نوآوری، انرژی، سلامت و امور بشردوستانه فعال است و ریاست هیئتمدیره بنیاد گیتس را بر عهده دارد.
یا به نقل از ویکی پدیا فارسی:
ویلیام هنری گیتس سوّم (انگلیسی: William Henry Gates III؛ زادهٔ ۲۸ اکتبر ۱۹۵۵ در سیاتل) برنامهنویس، کارآفرین، بازرگان، سرمایهدار، نیکوکار و مدیر ارشد اجرایی آمریکایی است که در سال ۱۹۷۵ با مشارکت پل آلن شرکت مایکروسافت را بنیان گذاشت.[۲][۳][۴] وی تا دسامبر ۲۰۲۲ با تخمین دارایی خالص ۱۰۷ میلیارد دلار بهعنوان پنجمین فرد ثروتمند جهان شناخته شد.[۵]
گیتس از آغاز بنیانگذاری مایکروسافت تا سال ۲۰۰۰ برای مدت ۲۵ سال بهعنوان مدیرعامل مایکروسافت کار کرد و تا سال ۲۰۱۴ در مجموع ۳۹ سال، ریاست هیئت مدیره مایکروسافت را برعهده داشت. او در مارس ۲۰۲۰ از هیئت مدیرهٔ این شرکت کنارهگیری کرد.[۶] گیتس کماکان با در اختیار داشتن ۱٫۳٪[۷] از سهام این شرکت، سهامدار عمدهٔ مایکروسافت است.
بیوگرافی بیل گیتس در یک نگاه
| مشخصات | اطلاعات |
|---|---|
| نام کامل | ویلیام هنری گیتس سوم |
| نام انگلیسی | William Henry Gates III |
| نام مشهور | Bill Gates |
| تاریخ تولد | ۲۸ اکتبر ۱۹۵۵ |
| محل تولد | سیاتل، واشینگتن، آمریکا |
| ملیت | آمریکایی |
| حوزه فعالیت | فناوری، سرمایهگذاری و امور بشردوستانه |
| شرکت معروف | Microsoft |
| همبنیانگذار مایکروسافت | پل آلن |
| سال تأسیس مایکروسافت | ۱۹۷۵ |
| نقش فعلی در بنیاد گیتس | رئیس هیئتمدیره و عضو هیئتمدیره |
اطلاعات مربوط به مایکروسافت و نقش کنونی او بر اساس منابع رسمی منتشر شده توسط مایکروسافت و بنیاد گیتس تنظیم شده است.

کودکی بیل گیتس چگونه گذشت؟
بیل گیتس در خانوادهای نسبتاً مرفه در سیاتل بزرگ شد. پدرش، ویلیام اچ. گیتس پدر، وکیل و از چهرههای شناختهشده اجتماعی سیاتل بود و مادرش، مری مکسول گیتس، در حوزه آموزش و فعالیتهای اجتماعی حضور داشت. بیل یک برادر ندارد و همراه دو خواهرش بزرگ شد.
در دوران مدرسه، گیتس بیشتر از بسیاری از همسنوسالهای خود به مطالعه و حل مسائل پیچیده علاقه نشان میداد. اما نقطه عطف واقعی زندگی او زمانی اتفاق افتاد که با کامپیوتر آشنا شد.
در نوجوانی، کامپیوتر برای او فقط یک وسیله سرگرمی نبود؛ بلکه ابزاری بود که میتوانست با استفاده از آن ایدههای خود را به نرمافزار تبدیل کند.
همین نگاه بعدها یکی از پایههای تفکر او شد:
کامپیوتر قرار نیست فقط یک ماشین باشد؛ نرمافزار میتواند آن را برای میلیونها نفر قابل استفاده کند.
بیل گیتس با نام اصلی ویلیام هنری گیتس سوم (William Henry Gates III) در ۲۸ اکتبر ۱۹۵۵ در سیاتل، ایالت واشنگتن به دنیا آمد. پدرش، ویلیام اچ. گیتس دوم وکیلی برجسته و مادرش مری مکسول گیتس، معلم مدرسه و عضو هیئتمدیرهی چندین سازمان خیریه بود.
فضای خانوادهی گیتس همیشه گرم و پر جنبوجوش بود: ویلیام و مری علاوه بر بیل دو فرزند دختر نیز داشتند و سعی میکردند با راهانداختن مسابقات و ماجراجوییهای خلاقانه، فرزندانشان را به یادگیری و رقابت تشویق کنند. به همین منظور هر فرصتی نظیر مراسم کریسمس، جشن تولدها و تعطیلات را به سنتهای سالانهای تبدیل میکردند که مملو از هیجان و برنامهریزی و استراتژیهای کودکانه بود.
بیل با کنجکاوی عجیب، اشتیاق به یادگیری و هوش بالایش، خیلی زود از همسالان خود متمایز شد. مشهور است که در سن ۸ سالگی تمام دایرةالمعارفهای موجود در خانه را صرفاً برای تفریح خوانده بود. مری مکسول بعدها در مصاحبهای گفت:
بیل ما را با سؤالها مداوم متعجب و حتی کلافه میکرد. روزی از من پرسید: «مامان، مغز چطور کار میکند؟» به او گفتم: «نمیدانم عزیزم، باید کتاب بخوانیم تا بفهمیم.» صبح بیدار شدم و فهمیدم تمام شب مشغول خواندن کتابهای پزشکی بوده.
بیل گیتس در ۸ سالگی تمام دایرةالمعارفهای موجود را خوانده بود
در مدرسهی ابتدایی، معلمانش از تواناییهای محاسباتی و حافظهی قوی او شگفتزده میشدند. در سن ۱۱ سالگی، بیل اقرار کرد که در مدتی کوتاه کتاب «عهد جدید» را کاملاً حفظ کرده و به همین واسطه در یک آزمون IQ حضور یافت و با کسب نمرهی ۱۶۰ در ردیف نوابغ قرار گرفت.
اما این برتری ذهنی، چالشهای خاص خود را نیز به همراه داشت. بیل اغلب در کلاس حوصلهاش سر میرفت، بیقرار بود و به دیگران پرخاشگری میکرد، تا جایی که معلمان از کنترل او عاجز میشدند.
والدینش نگران از این وضعیت، تصمیم گرفتند در مورد او با یک روانشناس صحبت کنند. روانشناس پس از مدتی معاشرت با بیل به آنها گفت: «پسر شما بسیار باهوش است. باید او را به چالش بکشید، وگرنه او شما را به چالش خواهد کشید!»
والدین بیل بهخاطر رفتارهای نامناسب او در مدرسه با روانپزشک صحبت کردند
مری و ویلیام این توصیه را جدی گرفتند و منابع و فرصتهای یادگیری بیشتر برای او فراهم کردند و او را به مدرسهی لیکساید که یکی از بهترین مدارس خصوصی سیاتل بود، فرستادند.
آشنایی با کامپیوتر و زبانهای برنامهنویسی: پروژههای دوران نوجوانی
سال ۱۹۶۸ مدرسهی لیکساید تصمیم گرفت یک ترمینال تلهتایپ اجاره کند. این دستگاه که به یک کامپیوتر بزرگ در شرکتی محلی متصل بود، دنیای جدیدی را به روی بیل ۱۳ساله گشود. شاید این اتفاق از خوششانسی گیتس بود، زیرا در آن زمان هنوز بسیاری از دانشگاهها هم به کامپیوتر مجهز نبودند.Teletype Model 33 ASR نمونه دستگاه تلهتایپ مدرسهی لیکساید
بیل گیتس در همین دوران و بهواسطهی علاقهی مشترک به برنامهنویسی با یکی از همکلاسیهایش به نام پل آلن دوستی صمیمی شد. او و پل ساعتها وقت خود را صرف کشف رمزورازهای این ماشین جادویی میکردند. گیتس میگوید:
من بسیار درونگرا و حتی اجتماعگریز بودم. در دوران دبیرستان فکر میکردم چون دانشآموز خوبی هستم، باید استاد ریاضی شوم. تصور میکردم مسائل ریاضی سختترین مسائل آکادمیک هستند و خب در درون خودم عاشق حلکردن مسائل بودم. پل آلن من را به چالش کشید. او به من گفت «فکر میکنی خیلی باهوشی؟ بیا و ببین میتوانی این کامپیوترها را بفهمی؟» و من گفتم بله، میتوانم. پل کسی بود که همیشه به شیوههای مختلف مرا از منطقهی امنام بیرون میکشید.
اولین زبان برنامهنویسی که بیل یاد گرفت بیسیک بود؛ هرچند در سالهای بعد با زبانهای دیگری مانند Fortran و Lisp هم آشنا شد. او و دوستش بهسرعت یاد گرفتند چگونه برنامهنویسی کنند و شروع به نوشتن کدهای پیچیده کردند. یکی از اولین برنامههایی که بیل نوشت، بازی tic-tac-toe (XO) بود.
بیل گیتس و پل آلن برای کار با کامپیوتر از کلاسهای درسی خود فرار میکردند
مدتی بعد اشتیاق بیل و پل به برنامهنویسی بهحدی شعله کشید که برای اینکه وقت بیشتری را با کامپیوتر بگذرانند، از کلاسهای درسی فرار میکردند. آنها حتی از سیستم امنیتی مدرسه سوءاستفاده کردند تا زمان بیشتری با کامپیوتر کار کنند؛ اقدامی که منجر به محرومیت موقت هر دوی آنها از دسترسی به کامپیوتر شد.
اما این محرومیت نتوانست جلوی اشتیاق بیل را بگیرد. او راهی پیدا کرد تا به همراه سه دوست دیگرش، پل آلن، ریک ویلند و کینت ایوانز در یک شرکت محلی به نام Computer Center Corporation که به C-Cubed معروف بود، بهعنوان برنامهنویس کار کنند. در واقع این شرکت همان مرکزی بود که امکانات سیستم کامپیوتری مدرسهی لیکساید را فراهم میکرد، ضمن اینکه به چندین مینیکامپیوتر جدید PDP-10 مجهز شده بود.بیل گیتس در حال کار با کامپیوتر در دوران دبیرستان
این چهار دوست اوایل کار، باگهایی در سیستمهای شرکت پیدا کردند که از طریق آن میتوانستند وقت زیادی را بهرایگان با کامپیوترها صرف کنند. وقتی شرکت به ماجرا پی برد، همگی را اخراج کرد. اما مدتی بعد دوباره آنها را به استخدام درآورد تا در کشف باگهای بعدی به مهندسان کمک کنند.
گیتس و آلن در۱۶ سالگی، برنامهای برای سیستم مدیریت ترافیک شهر سیاتل نوشتند
گیتس و دوستانش تیمی را تشکیل دادند تا برای شرکتهای مختلف پروژههای کامپیوتری انجام دهند. برای مثال آنها در سال ۱۹۷۱ یعنی در سن ۱۶ سالگی، برنامهای برای سیستم مدیریت ترافیک شهر سیاتل نوشتند که پروژهی بسیار موفقیتآمیزی بود و پیشزمینهی استخدام آنها در شرکت Information Sciences شد.
بیل و پل سیستم حقوق و دستمزد شرکت Information Sciences را توسعه دادند که به نوعی اولین تجربهی حرفهایشان در دنیای نرمافزارها بود. دو دوست مدام در پی یافتن راههای خلاقانهای بودند تا دانش خود را در زمینهی برنامهنویسی بهبود دهند. «ما حتی در سطل زبالهی شرکتهای نرمافزاری میگشتیم تا کدهای دور ریختهشده را پیدا کنیم و بخوانیم تا شاید چیز جدیدی یاد بگیریم.»
در آخرین سال دبیرستان، بیل و پل شرکتی را با نام Traf-O-Data تأسیس کردند. هدف آنها ساخت دستگاهی برای خواندن نوارهای ترافیکی و تولید گزارشهای آماری بود. آنها چند ماه روی این پروژه کار کردند، اما محصول نهایی شکست خورد و شرکت به مرز ورشکستگی رسید. گیتس در خاطراتش مینویسد:
Traf-O-Data کاملاً شکست خورد. من و پل هیچ ایدهای نداشتیم که چگونه باید یک شرکت را اداره کنیم. اما اگر در آن زمان شکست نمیخوردیم، شاید هرگز جرئت نمیکردیم مایکروسافت را تأسیس کنیم.بیل گیتس در پایان دبیرستان و ورود به دانشگاه هاروارد
دانشگاه هاروارد و تحصیلات نیمهتمام
سال ۱۹۷۳، بیل گیتس با نمرات عالی و رتبهی بالا با کسب بورسیهی نشنال مریت وارد دانشگاه هاروارد شد، درحالیکه تابستان قبل بهعنوان برنامهنویس برای Bonneville Power Administration کار کرده بود. او این پروژه را با یکی از نسخههای ابتدایی زبان C نوشت که در آن زمان زبان بسیار جدیدی بهشمار میرفت.
همزمان پل آلن از دانشگاه واشنگتن پذیرش گرفت، اما این جریان باعث جدایی دوستان قدیمی نشد. بیل گیتس رسماً دانشجوی رشتهی حقوق بود، ولی بیشتر وقتش را در مرکز کامپیوتر دانشگاه میگذراند و سعی میکرد بهطور مستقل مهارتهایش را توسعه دهد.
گیتس عاشق کامپیوتر و ریاضی بود، ولی به اصرار والدینش رشتهی حقوق دانشگاه هاروارد را انتخاب کرد
یکی از چالشهای بیل در این دوران، مدیریت زمان بود. او آنقدر مشتاق یادگیری و کار با کامپیوتر بود که گاهی خواب و استراحت کافی نداشت. والدینش نگران این عادت او بودند، اما درعینحال از پشتکار و اشتیاق او حمایت میکردند.
برخلاف تصور عموم، مسیر گیتس در هاروارد چندان هموار نبود. در اولین سال تحصیل، گیتس در دورهی ریاضی پیشرفته ثبتنام کرد، اما نمرهی میانترم او پایینتر از متوسط کلاس بود. او که عادت داشت همیشه بهترین باشد، ناگهان خود را در میان دانشجویانی یافت که همگی هوش و استعدادی عالی داشتند:
آن روز فهمیدم که همیشه کسانی هستند که از من باهوشترند. تازه فهمیده بودم که شرط موفقیت سختکوشی است و هرگز نباید به هوش ذاتیام تکیه کنم.
ژانویه سال ۱۹۷۵، بیل گیتس و پل آلن، خبری را در مجله Popular Electronics خوانند که قرار بود زندگیشان را برای همیشه تغییر دهد. خبر دربارهی عرضهی اولین کامپیوتر شخصی تجاری، Altair 8800 بود که با پردازندهی اینتل ۸۰۸۰ کار میکرد. بیل و پل سریعاً متوجه شدند که میتوانند از این فرصت بینظیر نهایت بهره را ببرند.کامپیوتر Altair 8800
گیتس با شرکت MITS که تولیدکنندهی این کامپیوترها بود تماس گرفت و مدعی شد در حال نوشتن یک مفسر بیسیک برای این سیستم است. این ماجرا واقعیت نداشت. او و دوستش حتی یک خط کد هم ننوشته بودند. گیتس بعدها گفت: «ما بلوف زدیم. اما میدانستیم که میتوانیم این کار را انجام دهیم. فقط به زمان نیاز داشتیم.»
بیل گیتس درحالی برنامهی مفسر بیسیک را برای Altair 8800 نوشت که این کامپیوتر را از نزدیک ندیده بود
در طول هشت هفتهی بعد، گیتس و آلن شبانهروز کار کردند تا نرمافزاری را برای سیستمی توسعه دهند که نهتنها به آن دسترسی نداشتند، بلکه حتی از نزدیک هم آن را ندیده بودند. گیتس حتی از کلاسهای دانشگاه غیبت میکرد تا روی این پروژه تمرکز کند. در نهایت آنها موفق شدند و نرمافزارشان روی Altair کار کرد.
بیل گیتس چگونه با کامپیوتر آشنا شد؟
یکی از مهمترین بخشهای زندگی بیل گیتس، علاقه زودهنگام او به برنامهنویسی است.
گیتس در حدود ۱۳سالگی با کامپیوتر آشنا شد و خیلی زود مجذوب برنامهنویسی شد. بعدها در نوشتههای شخصی خود نیز از همین دوره به عنوان نقطه شروع علاقه عمیقش به کامپیوتر یاد کرده است.
او و دیگر دانشآموزان علاقهمند فرصت پیدا کردند با سیستمهای رایانهای کار کنند و برنامه بنویسند. این تجربه باعث شد گیتس خیلی زود متوجه شود که کامپیوتر فقط سختافزار نیست.
قدرت واقعی کامپیوتر زمانی ظاهر میشود که نرمافزار بتواند تواناییهای آن را به کاربر منتقل کند.
این نگاه در سالهای بعد، زمانی که مایکروسافت رشد کرد، اهمیت بسیار بیشتری پیدا کرد.
بیل گیتس و پل آلن؛ آغاز یک دوستی تاریخی
یکی از مهمترین افراد در زندگی حرفهای بیل گیتس، پل آلن بود.
آشنایی گیتس و آلن با علاقه مشترک آنها به کامپیوتر شکل گرفت و بعدها به یک همکاری تجاری تاریخی تبدیل شد.
در اواخر سال ۱۹۷۴، آلن نسخهای از مجله Popular Electronics را دید که روی جلد خود کیت کامپیوتری Altair 8800 را معرفی کرده بود.
گیتس و آلن متوجه شدند که ظهور کامپیوترهای شخصی میتواند آغاز یک بازار کاملاً جدید باشد.
خود بیل گیتس بعدها این لحظه را یکی از نقاط آغاز داستان مایکروسافت دانست.
آنها تصمیم گرفتند برای این کامپیوترها نرمافزار تولید کنند.
نتیجه این تصمیم، یکی از مهمترین فصلهای تاریخ صنعت کامپیوتر بود.
تأسیس مایکروسافت در سال ۱۹۷۵
در سال ۱۹۷۵، بیل گیتس و پل آلن شرکت مایکروسافت را تأسیس کردند.
در آن زمان، ایده داشتن یک کامپیوتر در خانه هنوز چیزی نبود که برای همه مردم بدیهی باشد. اما گیتس و آلن آیندهای را تصور میکردند که در آن کامپیوترهای شخصی بخش مهمی از زندگی روزمره باشند.
گیتس بعدها این چشمانداز را چنین توصیف کرد که هدف آنها رسیدن به دنیایی با یک کامپیوتر روی هر میز و در هر خانه بود.
این جمله در ظاهر ساده بود، اما نشان میداد که مایکروسافت قرار نیست فقط چند برنامه کامپیوتری بفروشد؛ بلکه قرار بود روی مقیاس بسیار بزرگ کار کند.
گیتس پس از موفقیت نرمافزار بیسیک Altair باوجود نگرانی والدینش هاروارد را ترک کرد و ۴ آوریل ۱۹۷۵ به همراه پل آلن (که در MITS استخدام شده بود) کسبوکار جدیدی به نام «مایکرو-سافت» راهاندازی کرد. بله، درست خواندید، با یک خط تیره در وسط!بیل گیتس و پل آلن بینانگذاران مایکروسافت
مایکرو مخفف Microprocessor بود و سافت مخفف Software. آنها اتاق کوچکی در البوکرکی، نیومکزیکو را به اولین دفتر کار خود تبدیل کردند و با حداقل بودجهای که در اختیار داشتند، ساعتها در این اتاق کوچک کد مینوشتند. گیتس میگوید:
ما از رؤیای یک کامپیوتر روی هر میز در هر خانه حرف میزدیم. در آن زمان، این ایده دیوانهوار به نظر میرسید.
گیتس آیندهی صنعت کامپیوترها را در نرمافزار میدید نه سختافزار. این چشمانداز که در دههی هشتاد چندان هواداری نداشت، پایههای استراتژی مایکروسافت را شکل داد.
در این سالها هر شرکت سازندهی کامپیوتر، سیستمعامل خودش را داشت و مردم بسته به مدل کامپیوتر، باید از نرمافزارهای خاص آن استفاده میکردند. بااینحال نرمافزار مایکروسافت بیسیک Altair خیلی زود توسط شرکتهای دیگر کپی شد. بیل گیتس اصلاً از این موضوع خوشحال نشد و نامهای به مدیران MITS نوشت و به آنها پیشنهاد داد برای نرمافزارهای خود مجوز و کپیرایت تعیین کنند.
گیتس از اولین افرادی بود که مسئلهی کپیرایت نرمافزارها را مطرح کرد
گیتس در این نامه یادآوری کرده بود که پخششدن نرمافزار بدون مجوز، باعث دلسردی توسعهدهندگان میشود. این اقدام یکی از اولین گامهای صنعت در راستای «بهرسمیتشناختن حق توسعهدهندگان و پرداخت هزینه برای خرید نرمافزار» محسوب میشد.بیل گیتس و پل آلن
مایکروسافت در سالهای اولیه عمدتاً روی توسعهی زبانهای برنامهنویسی مانند بیسیک، فورترن و کوبول برای میکروکامپیوترهای مختلف تمرکز داشت. گیتس علاوهبر مدیریت شرکت، خودش هم به طور مستقیم در برنامهنویسی مشارکت میکرد. معروف بود که او تنها با نگاهکردن به کد میتواند اشکالات آن را تشخیص دهد.
همکاری شرکت نوپای مایکروسافت با IBM پیشزمینهی موفقیتهای آتی این شرکت بود
سال ۱۹۸۰، IBM که بهعنوان یکی از بزرگترین و مدعیترین شرکتهای تولیدکنندهی کامپیوتر غول صنعت کامپیوتر شناخته میشد، از مایکروسافت خواست تا سیستمعاملی برای کامپیوتر شخصی جدیدش بنویسد.سیستم عامل DOS روی سیستم IBM PC
گیتس این فرصت را غنیمت شمرد و بهجای اینکه سیستمعامل جدیدی را از صفر توسعه دهد، مجوز سیستمعاملی به نام QDOS را از شرکت «سیاتل کامپیوتر پروداکتس» خرید، آن را بهبود داد و به آیبیام فروخت. اما نکتهی هوشمندانهای که گیتس در نظر گرفت، این بود که در مذاکره با آیبیام مالکیت حقوقی این نرمافزار را برای خود نگه داشت.
QDOS بعدها به MS-DOS تغییر نام داد و با موفقیت IBM PC مایکروسافت هم بهسرعت رشد کرد: هر کامپیوتری که تحت این برند تولید میشد، به سیستمعامل مایکروسافت مجهز بود و پولی را روانهی شرکت گیتس و آلن میکرد. بدینترتیب درآمد مایکروسافت از ۱۶ میلیون دلار در سال ۱۹۸۱ به ۱۴۰ میلیون دلار در سال ۱۹۸۵ رسید.
اما این موفقیتها چیزی نبود که گیتس را راضی کند. پس از اینکه اپل در سال ۱۹۸۴ مکینتاش را با رابط گرافیکی (GUI) عرضه کرد، بیل گیتس هم مصمم شد که سیستمعامل جدید مایکروسافت را با رابط گرافیکی توسعه دهد.
اولین موفقیت بزرگ؛ Altair BASIC
یکی از نخستین موفقیتهای مهم مایکروسافت، توسعه Altair BASIC بود.
این نرمافزار برای کامپیوتر Altair 8800 طراحی شد و نشان داد که نرمافزار میتواند به یک کسبوکار مستقل و بسیار بزرگ تبدیل شود.
در آن دوران هنوز بیشتر توجهها روی خود سختافزار کامپیوتر بود. مایکروسافت اما از همان ابتدا روی چیزی تمرکز کرد که بعدها تبدیل به موتور اصلی رشد این صنعت شد:
نرمافزار.
از همینجا بود که مسیر مایکروسافت بهتدریج از یک شرکت کوچک نرمافزاری به یکی از مهمترین شرکتهای صنعت فناوری تغییر کرد.
قرارداد مایکروسافت با IBM؛ نقطه عطف تاریخی
یکی از مهمترین اتفاقات در تاریخ مایکروسافت در سال ۱۹۸۱ رخ داد.
IBM در ۱۲ اوت ۱۹۸۱ کامپیوتر شخصی خود را معرفی کرد و MS-DOS مایکروسافت نیز در این مسیر نقش مهمی پیدا کرد. این اتفاق ورود جدی مایکروسافت به بازار سیستمعاملها را رقم زد.
این همکاری اهمیت فوقالعادهای داشت؛ زیرا IBM یکی از بزرگترین نامهای صنعت کامپیوتر بود و حضور نرمافزار مایکروسافت در اکوسیستم PC باعث شد محصولات این شرکت به بازار بسیار بزرگتری دسترسی پیدا کنند.
از این مرحله به بعد، داستان مایکروسافت و کامپیوتر شخصی به شکل بسیار نزدیکی به یکدیگر گره خورد.
MS-DOS چه بود و چرا اهمیت داشت؟
MS-DOS یکی از مهمترین سیستمعاملهای دوران ابتدایی PC بود.
در سال ۱۹۸۳، مایکروسافت نسخه MS-DOS 2.0 را معرفی کرد و در همان سال توسعه Windows نیز به شکل رسمی معرفی شد.
MS-DOS برای سالها یکی از اصلیترین محیطهای نرمافزاری روی کامپیوترهای شخصی سازگار با IBM PC بود.
اما گیتس و تیم مایکروسافت میدانستند که آینده به سمت محیطهای گرافیکی سادهتر حرکت خواهد کرد.
همین مسئله ما را به مهمترین محصول تاریخ مایکروسافت میرساند:
Windows
ویندوز چگونه متولد شد؟
مایکروسافت در سال ۱۹۸۳، Windows را معرفی کرد؛ محیطی گرافیکی که روی MS-DOS قرار میگرفت و استفاده از کامپیوتر را برای کاربران سادهتر میکرد.
نسخه خردهفروشی Windows در سال ۱۹۸۵ عرضه شد.
ویندوز در سالهای بعد رشد بسیار زیادی کرد و به مهمترین پلتفرم نرمافزاری برای میلیونها کاربر تبدیل شد.
با توسعه نسخههای مختلف ویندوز، استفاده از کامپیوتر برای کار، آموزش، سرگرمی و ارتباطات روزمره سادهتر شد.
از Windows 3.x گرفته تا Windows 95، Windows XP، Windows 7 و نسخههای بعدی، نام مایکروسافت بیش از پیش با تجربه استفاده از PC گره خورد.
سال ۱۹۸۵، گیتس پروژهای را آغاز کرد که قرار بود هویت برند مایکروسافت را بهطور کلی متحول کند: «ویندوز». این سیستمعامل که براساس رابط کاربری گرافیکی سادهای طراحی شده بود، دنیا را با مفهوم جدیدی از کامپیوترها آشنا کرد.
حالا دیگر نیازی نبود که کاربران دستورات پیچیدهای را در محیط DOS تایپ کنند؛ آنها فقط باید روی یک آیکون کلیک میکردند. در کمتر از چند ماه، ویندوز به خانهها، مدارس و دفاتر کاری راه یافت و پایههای امپراتوری گیتس را بنا نهاد.
گیتس و تیمش برای توسعهی ویندوز 1.0 شبانهروز کار کردند
ویندوز ۱.۰ شاید در مقایسه با نسخههای بعدی بسیار ساده به نظر برسد، اما در آن زمان یک شاهکار خیرهکننده تلقی میشد. گیتس با تیمی کوچک اما نخبه در تلاش بود تا کار با کامپیوترها را برای همه آسانتر کند. او میلیونها دلار روی بهبود ویندوز سرمایهگذاری کرد.
زندگی شخصی گیتس اما در این ایام آشفته و نامتعادل بود: او غالباً ساعتهای طولانی کار میکرد و حتی در اوج موفقیت مایکروسافت، بیشتر شبها در دفترش میخوابید. کارمندان مایکروسافت به یاد میآورند که گاهی صبحها به دفتر میآمدند و گیتس را میدیدند که با همان لباسهای روز قبل، هنوز مشغول کار است.
با هر نسخهی جدید از ویندوز، مایکروسافت بیشتر اوج میگرفت و نام بیل گیتس بیشتر بر سر زبانها میافتاد. او و تیمش نرمافزارها را به شیوهای طراحی میکردند که نهتنها کاربردی بودند، بلکه به کاربران احساس قدرت میدادند.
گیتس در ۳۱ سالگی، به جوانترین میلیاردر خودساختهی جهان تبدیل شد
رشد مایکروسافت تا سال ۱۹۸۶ به جایی رسید که بنیانگذاران متوجه شدند زمان عرضهی اولیه سهام این شرکت فرارسیده است.
رویداد IPO مایکروسافت مارس ۱۹۸۶ با هر سهم به قیمت ۲۱ دلار برگزار شد. بهاینترتیب ارزش سهام شخص بیل گیتس به ۲۳۴ میلیون دلار رسید و تا یک سال بعد از مرز یک میلیارد دلار گذشت. گیتس در ۳۱ سالگی، به جوانترین میلیاردر خودساختهی جهان تبدیل شده بود.
اما جذابیت زندگی گیتس فقط در موفقیتهای مالی او خلاصه نمیشد. یکی از برجستهترین نکات این دوره، سبک مدیریتی او بود؛ رویکردی که در عین تمرکز شدید بر جزئیات فنی، باعث شده بود گیتس در جلسات کاری شدیداً پرتوقع باشد. ناتان میرولد، یکی از مدیران ارشد مایکروسافت، در یکی از مصاحبههایش یادآوری کرد:
گیتس همیشه به شکلی وحشتناک دقیق بود. اگر فکر میکرد چیزی اشتباه است، تا اصلاح کامل آن دست از کار نمیکشید. بسیاری از افراد از این خصوصیت او میترسیدند، اما این همان چیزی بود که مایکروسافت را متمایز میکرد.
در همین دوران، گیتس و تیمش روی نسخههای جدید ویندوز کار میکردند. ویندوز ۳ که سال ۱۹۹۰ عرضه شد، نقطه عطفی بود که کامپیوترهای شخصی را به ابزار روزمرهی زندگی مردم تبدیل کرد. حالا مایکروسافت بخش اعظم بازار سیستمعاملها را در دست داشت و ویندوز نهتنها یک ابزار، بلکه زبانی جدید برای تعامل انسانها با تکنولوژی بود.
مایکروسافت با عرضهی ویندوز 3.0 بخش اعظم بازار سیستمعاملها را تسخیر کرد
ویندوز ۳ در عرض دو سال، بیش از ۱۰ میلیون نسخه فروخت و مایکروسافت را به غول بلامنازع صنعت نرمافزار تبدیل کرد. استیو بالمر میگوید:
بیل چشمانداز واضحی داشت. او میدید که چگونه کامپیوترها میتوانند زندگی مردم را تغییر دهند و مصمم بود که مایکروسافت قلب تپندهی این انقلاب باشد.
اما توسعهی ویندوز تنها بخشی از استراتژی گیتس محسوب میشد. او به دنبال ایجاد اکوسیستمی کامل از محصولات مایکروسافت بود که با یکدیگر بهخوبی کار میکردند و توسعهی مایکروسافت آفیس (که در سالهای اول ورد و اکسل را شامل میشد) در همین راستا صورت گرفت.
مایکروسافت چگونه به غول نرمافزار تبدیل شد؟
موفقیت مایکروسافت فقط به Windows محدود نبود.
این شرکت در طول سالها مجموعهای از نرمافزارهای مهم مانند Word، Excel و PowerPoint را توسعه داد و آنها را به بخش جداییناپذیر بسیاری از محیطهای کاری تبدیل کرد.
در سال ۱۹۹۰، Office for Windows شامل Word، Excel و PowerPoint در دسترس قرار گرفت.
به این ترتیب، مایکروسافت توانست یک اکوسیستم نرمافزاری قدرتمند ایجاد کند:
سیستمعامل + نرمافزارهای کاربردی + توسعهدهندگان + سختافزارهای سازگار
این مدل به مایکروسافت کمک کرد تا تأثیر بسیار بزرگی بر دنیای کامپیوتر شخصی داشته باشد.
بیل گیتس در جنگ مرورگر ها!
بیل گیتس سال ۱۹۹۴ با ملیندا فرنچ یکی از مدیران محصول مایکروسافت ازدواج کرد. آنها سال ۱۹۸۷، در یک مهمانی شام با هم آشنا شده بودند و بهتدریج رابطهای جدی و عمیق میان آنها شکل گرفت.
اواسط دهه ۱۹۹۰، زمانی بود که بیل گیتس ناگهان با چالشی جدید مواجه شد؛ مسئلهای که شاید در ابتدا به نظرش کماهمیت میرسید، اما بهزودی به یکی از بزرگترین دغدغههای او تبدیل شد: شبکهی جهانی اینترنت که تا پیشازاین تنها در میان دانشجویان و پژوهشگران محبوبیت داشت، با شتابی حیرتانگیز میان مردم عادی رونق میگرفت.
گیتس با دیدن رشد محبوبیت مرورگر نتاسکیپ، به اهمیت اینترنت پی برد
در همین زمان مرورگر نتاسکیپ نویگیتور از شرکت کوچک نتاسکیپ با استقبال زیاد کاربران مواجه شد و بسیاری پیشبینی میکردند آیندهی درخشانی داشته باشد. بیل گیتس این آینده را برای مایکروسافت میخواست، پس باوجود مقاومتهای سابقش دررابطهبا اینترنت، برای رقابت جدید و پروژهای دیگر آماده شد.معرفی اینترنت اکسپلورر
استراتژی مایکروسافت برای نصب پیشفرض اینترنت اکسپلورر با هر نسخهی ویندوز عواقبی مانند اولین پروندهی قضایی ضدانحصاری این شرکت را در پی داشت
مایکروسافت سال ۱۹۹۵، اینترنت اکسپلورر را معرفی کرد؛ مرورگری که بهصورت رایگان به همراه ویندوز عرضه میشد. اما چیزی که این حرکت را فوقالعاده جنجالی کرد، استراتژی گیتس برای کنترل کامل بازار بود.
مایکروسافت مرورگر خود را نهتنها رایگان، بلکه به شکلی طراحی کرده بود که به طور پیشفرض با هر نسخه از ویندوز نصب شود. این اقدام باعث شد اینترنت اکسپلورر در مدتی کوتاه بر نتاسکیپ پیشی بگیرد و در کمتر از چند سال، اکثر کاربران از این مرورگر استفاده کنند.
گیتس حدس نمیزد با این اقدام شرکتش را وارد یکی از بزرگترین پروندههای حقوقی تاریخ فناوری میکند. سال ۱۹۹۸ دولت ایالات متحده از مایکروسافت بهخاطر انحصارطلبی و سوءاستفاده از قدرتی که در بازار داشت، شکایت کرد. جریان این پرونده ۳ سال طول کشید و بسیاری بر این باور بودند که این نبرد میتواند آیندهی مایکروسافت و حتی خود بیل گیتس را به خطر بیندازد.بیل گیتس در جریان دادگاه ضدانحصاری سال ۱۹۹۸
گیتس در مصاحبههای مختلف یادآوری کرده که فشار جلسات دادگاه بر او بهقدری زیاد بود که شبها حس میکرد واقعاً از جبههی جنگ به خانه باز میگردد. رسانهها میگفتند گیتس در طول دادگاه عصبی و تدافعی رفتار میکند. آیا این همان مرد آرام و باهوشی بود که جهان فناوری را متحول کرده بود؟
گیتس: ملیندا زندگیام را متعادل کرد
این جریان تا حدی وجههی عمومی گیتس را خدشهدار کرد، اما نجاتبخش واقعی او کسی نبود جز همسرش ملیندا که اصول ازیادرفته را دوباره پیش چشم او قرار داد: مگر هدف از بهبود فناوری، بهتر کردن زندگی مردم نبود؟ بیل گیتس میگوید:
ملیندا مرا متعادل کرد. او به من یاد داد که زندگی فقط کار نیست و چیزهای مهمتری هم وجود دارد.
این دوران پرچالش، نقطهعطف غیرمنتظرهای را در زندگی گیتس رقم زد. او که زمانی تمام تمرکزش روی رشد مایکروسافت بود، در کنار ملیندا به دنبال معنای عمیقتری در زندگی میگشت. شاید وقت آن رسیده بود که از دنیای رقابتهای تجاری فاصله بگیرد و به دنبال هدفی بزرگتر برود.
دنیا مشتاقانه به انتظار چهرهی جدید گیتس نشسته بود.
بیل گیتس چگونه ثروتمند شد؟
وقتی مایکروسافت رشد کرد، ارزش شرکت و سهام آن نیز افزایش یافت.
یکی از نقاط مهم در این مسیر، عرضه عمومی سهام مایکروسافت در سال ۱۹۸۶ بود. مایکروسافت در ۱۳ مارس ۱۹۸۶ وارد بازار سهام شد و عرضه اولیه آن ۶۱ میلیون دلار سرمایه جذب کرد.
گیتس به دلیل مالکیت سهام قابل توجه در شرکتی که رشد بسیار زیادی داشت، به یکی از ثروتمندترین افراد جهان تبدیل شد.
بنابراین داستان ثروتمند شدن بیل گیتس را نمیتوان فقط با «فروش نرمافزار» توضیح داد.
ارزش مالکیت او در یک شرکت فناوری با رشد سریع، بخش بسیار مهمی از این داستان بود.
بیل گیتس و خروج تدریجی از مدیریت مایکروسافت
گیتس سالها یکی از چهرههای اصلی مدیریت مایکروسافت بود، اما بهتدریج تمرکز خود را از مدیریت روزمره شرکت به فعالیتهای بشردوستانه و پروژههای دیگر منتقل کرد.
او در سال ۲۰۰۸ فعالیت تماموقت خود را برای تمرکز بر بنیاد گیتس آغاز کرد.
با این حال، ارتباط او با فناوری هرگز قطع نشد.
گیتس همچنان درباره فناوریهای نوظهور، انرژی، هوش مصنوعی، سلامت و آینده فناوری اظهار نظر میکند و در سالهای اخیر نیز درباره تأثیر AI بر آینده کار و زندگی نوشته است.
گیتس سال ۲۰۰۰ از مدیرعاملی مایکروسافت کنارهگیری کرد و این مقام را به استیو بالمر، دوست دوران دانشگاه و سیامین کارمند مایکروسافت سپرد. او تصمیم گرفت در سمت معمار ارشد نرمافزار فعالیتش را ادامه دهد، حوزهای که عمیقاً به آن تعلق خاطر داشت و میتوانست بر نوآوریهای دیجیتال بهتر متمرکز بماند.
در همین سال گیتس به آفریقا سفر کرد و در بازگشت، متأثر از آنچه به چشم خود دیده بود، به همراه همسرش بنیاد بیل و ملیندا گیتس را تأسیس کرد. این بنیاد با هدف بهبود بهداشت جهانی، کاهش فقر شدید و افزایش دسترسی به فناوری و آموزش شروع به کار کرد. گیتس میلیاردها دلار از ثروت شخصیاش را به این بنیاد اهدا کرد.
بنیاد خیریه گیتس با هدف بهبود بهداشت جهانی، کاهش فقر شدید و افزایش دسترسی به فناوری و آموزش تأسیس شد
اما یکی از مهمترین محصولاتی که مایکروسافت در سال ۲۰۰۱ عرضه کرد، ویندوز XP بود که با تجربهی کاربری فوقالعاده، به محبوبیت فراگیری رسید.
در این سال ایکسباکس اولین کنسول بازی مایکروسافت هم وارد بازار شد که باید با محصولات قدرتمند شرکتهای سونی و نینتندو رقابت میکرد. ولی بیل گیتس به این محصول ایمان داشت و از آن بهعنوان «دروازهای به دنیای سرگرمیهای دیجیتال» یاد کرد.
باوجود تمام این دستاوردها، چالشهای جدیدی هم بر سر راه مایکروسافت قرار داشت. گیتس بهخوبی میدانست که مایکروسافت دیگر نمیتواند تنها به کامیابیهای گذشته تکیه کند؛ فناوری به سرعت در حال تغییر بود و هر شرکتی که نمیتوانست خود را با این تغییرات تطبیق دهد، به سرعت کنار گذاشته میشد.
استیو بالمر دومین مدیرعامل مایکروسافت، دوست دوران دانشگاه بیل گیتس و سیامین کارمند این شرکت بود
سال ۲۰۰۶، بیل گیتس اعلام کرد که قصد دارد در سال ۲۰۰۸ از نقش خود بهعنوان معمار ارشد نرمافزار کنارهگیری کند و بهجای آن، تمرکزش را بر فعالیتهای بشردوستانه بگذارد. او در یکی از مصاحبههایش گفت: «من همیشه به دو چیز اعتقاد داشتم؛ تکنولوژی و کمک به دیگران. حالا وقت آن رسیده که تمرکزم را روی موضوعی بگذارم که شاید حتی از فناوری هم مهمتر باشد.»
ورود گیتس به دنیای بشردوستی ساده نبود. مقابله با چالشهایی همچون فقر، بیماری و آموزش در سطح جهانی از توسعهی سیستمعاملی قدرتمند هم پیچیدهتر بهنظر میرسید. گیتس و تیم او به طور فعالانه با دولتها، سازمانهای غیردولتی و دانشمندان همکاری میکردند تا راهحلهای عملی و پایدار برای این معضلات پیدا کنند.
گیتس برای ریشهکن کردن بیماریهایی مانند مالاریا و فلج اطفال در آفریقا و هند تلاش زیادی کرد
یکی از مهمترین ابتکارات او در این زمینه، پروژهی واکسیناسیون جهانی بود. بنیاد گیتس با سرمایهگذاریهای عظیم در حوزهی تحقیق و توسعه، سهم بسزایی در کاهش موارد مرگومیر ناشی از بیماریهایی مانند مالاریا، ایدز، سرخک، دیفتری و فلجاطفال داشت.
سال ۲۰۱۰ گیتس به همراه وارن بافت، کمپینی را با نام «تعهد بخشندگی» (The Giving Pledge) راهاندازی کرد که ایدهی ساده اما حیرتانگیزی داشت: اهدای بخش زیادی از ثروت خود برای کمک به حل مشکلات جهانی.
سیلیکونولی ابتدا با تردید به این کمپین مینگریست؛ اما طی سالهای بعد شمار قابلتوجهی از بنیانگذاران و مدیران فناوری به آنها ملحق شدند. گیتس در پاسخ به خبرنگاران جملهای را تکرار میکرد که در دوران جوانی، در آغاز پروژههای سخت میگفت: «اگر ما این کار را انجام ندهیم، پس چه کسی باید انجامش دهد؟»
گیتس در سال ۲۰۱۵ در سخنرانی تدتاک، که بعدها به یکی از پربینندهترین سخنرانیهای این کنفرانس تبدیل شد، درمورد تهدیدی که بیش از هر چیز بشریت را در آینده تهدید میکرد، صحبت کرد: همهگیری جهانی. او گفت: «اگر چیزی وجود داشته باشد که در دهههای آینده میلیونها نفر را به کام مرگ بکشاند، جنگ نیست. بلکه ویروسی است که ما برای مقابله با آن آمادگی نداریم.»
این جملات پیشبینی تلخی بود که چند سال بعد به حقیقت پیوست.
در طول پاندمی کرونا، بنیاد گیتس بیش از ۱٫۶ میلیارد دلار به تحقیقات و توسعهی واکسن، درمانهای دارویی و کمکهای بشردوستانه اختصاص داد.
مهمترین پروژهی بشردوستانهی فعلی گیتس، مبارزه با تغییرات اقلیمی است
یکی دیگر از پروژههای گیتس که همچنان اولویت او باقی مانده، مبارزه با تغییرات اقلیمی است. او سال ۲۰۲۱ کتابی باعنوان «چگونه از فاجعهی اقلیمی جلوگیری کنیم» منتشر کرد و در آن از لزوم حرکت به سمت کاهش نشر کربن و اهمیت نوآوریهای تکنولوژیک و سرمایهگذاریهای بزرگ در انرژیهای تجدیدپذیر سخن گفت.
در همین سال بیل و ملیندا گیتس پس از ۲۷ سال زندگی مشترک از هم جدا شدند، اما اعلام کردند که به همکاری با یکدیگر در بنیاد خیریه ادامه خواهند داد.
بیل گیتس و تغییر وطنش! (تغییر مدیریت مایکروسافت و اوجگیری دوباره)
اما به مایکروسافت برگردیم.
این شرکت در دوران مدیرعاملی استیو بالمر گامهای بلندی برداشت و برای مثال با آژور وارد حوزهی رایانش ابری شد و محصولاتی مانند موتور جستوجوی بینگ، مایکروسافت ۳۶۵ و کورتانا را معرفی کرد؛ اما به همان اندازه نیز با چالشهایی جدی دستبهگریبان بود.
همزمان اپل با گوشیهای آیفون و گوگل با مرورگر کروم و سیستمعامل اندروید رشد بسیار سریعی را تجربه میکردند و با نزولی شدن نرخ سهام مایکروسافت، کارشناسان بورس خبر از پایان دوران طلایی این شرکت میدادند.ساتیا نادلا از سال ۲۰۱۴ در جایگاه سومین مدیرعامل مایکروسافت قرار گرفت
بالمر فوریه ۲۰۱۴ در بحبوحهی انتقاداتی که از وابستگی مایکروسافت به ویندوز و آفیس میشد، از مقام خود کنارهگیری کرد و ساتیا نادلا، معاون ارشد شرکت جای او را گرفت. بالمر او را «رهبری مناسب برای دورانی مناسب» خوانده بود و گیتس نیز اعتماد خود را به نادلا اظهار کرده بود:
در این دوران گذار، هیچ فردی بهتر از نادلا برای مدیریت مایکروسافت پیدا نمیشود. ساتیا رهبری اثبات شده با مهارتهای مهندسی پیشرفته و چشمانداز تجاری است و توانایی فوقالعادهای برای گرد هم آوردن تیمها دارد. بینش او درخصوص نحوهی استفاده و تجربهی فناوری، دقیقاً همان چیزی است که مایکروسافت در آغاز فصل جدید نوآوری و رشد محصولات به آن نیاز دارد.
گیتس همچنین اعلام کرد که از این پس بهعنوان مشاور و عضور هیئت مدیره مایکروسافت را همراهی میکند. اما زمان نشان داد که انتخاب نادلا به مدیرعاملی شرکت، یکی از بهترین تصمیمهای گیتس در تمام دوران فعالیتهای حرفهایاش بود.
رابطه بیل گیتس و استیو جابز: تقابل غولهای فناوری
رابطهی بیل گیتس و استیو جابز، رابطهای پرفرازونشیب، جذاب و پیچیده بود. این رابطه که با همکاری آغاز شد، با رقابتی شدید ادامه یافت و به احترام متقابل و پایداری منتهی شد، نقش مهمی در پیشرفت محصولات هر دو شرکت مایکروسافت و اپل داشت.
گیتس و جابز برای اولینبار در سال ۱۹۷۷ با یکدیگر ملاقات کردند. در آن زمان، اپل شرکتی نوپا و مایکروسافت هم شرکتی کوچک بود. جابز که مکرراً از استعداد گیتس در برنامهنویسی شنیده بود، از او خواست تا نرمافزارهایی را برای کامپیوتر اپل ۲ بنویسد.
با آغاز دههی ۱۹۸۰ این همکاری بهنوعی رقابتی شدید تبدیل شد. مایکروسافت به لطف اجرای سیستمعامل داس روی سیستمهای آیبیام، به یکی از بازیگران مطرح حوزهی نرمافزار تبدیل شده بود. اما هنگامیکه اپل مکینتاش را با رابط گرافیکی (GUI) معرفی کرد، گیتس تحتتأثیر قرار گرفت و پروژهی ویندوز ۱ را کلید زد.
جابز از این حرکت گیتس ناراضی بود و در یک کنفرانس عمومی مایکروسافت را به سرقت ایدهها متهم کرد. گیتس در پاسخ او گفت:
خب استیو، فکر میکنم ماجرا این بود که هر دوی ما همسایهای ثروتمند به نام زیراکس داشتیم. ما برای سرقت تلویزیون وارد خانهی آنها شدیم، اما فهمیدیم شما زودتر دزدی کردهاید.
حرف گیتس در واقع به این نکته اشاره داشت که هم اپل و هم مایکروسافت از ایدههای اولیهی Xerox PARC الهام گرفته بودند. بعدها جابز از اپل جدا شد و ۱۱ سال بعد دوباره به این شرکت بازگشت. سال ۱۹۹۷، زمانی که اپل در آستانهی ورشکستگی بود، گیتس تصمیم گرفت ۱۵۰ میلیون دلار در این شرکت سرمایهگذاری کند.جلد مجله تایم با تصویر استیو جابز پس از سرمایهگذاری ۱۵۰ میلیون دلاری مایکروسافت در شرکت اپل
جابز علناً اقدام گیتس را ستود و عنوان کرد که او دنیا را بهجای بهتری تبدیل کرده است، این جملهی بهیادماندنی روی جلد مجلهی تایمز نیز نقش بست. اما طی سالهای بعد، رقابت آنها ازسرگرفته شد و جابز بارها از مایکروسافت بهخاطر بیسلیقگی، خلاقیت نداشتن و گیرکردن در دو محصول ویندوز و آفیس انتقاد کرد.بیل گیتس و استیو جابز سال ۲۰۰۷
از سال ۲۰۰۰ به بعد، باوجود ادامهی رقابت مایکروسافت و اپل رابطهی شخصی گیتس و جابز آرامتر و حتی دوستانهتر شد. آن دو در سال ۲۰۰۷ در کنفرانسی مشترک در کالیفرنیا شرکت کردند و بعد از سالها دوستانه در کنار هم روی صحنه ظاهر شدند. آنها در طول صحبتهایشان از یکدیگر تمجید کردند و رقابتهای گذشته را با طنز و شوخی به یاد آوردند.
هنگامیکه حال استیو جابز رو به وخامت گذاشت، گیتس به ملاقات او رفت. پس از درگذشت جابز، گیتس در یادداشتی اندوه عمیق خود را ابراز کرد و ضمن ستایش او، همکاری، رقابت و دوستی با او را افتخاری بزرگ دانست.
بیل گیتس: روزی که فهمیدم میخواهم تا آخر عمر چه کاری انجام دهم
پاییز سال ۲۰۰۱ وارن بافت، سرمایهگذار مشهور از بیل و ملیندا دعوت کرد با گروهی از رهبران تجاری دنیا درمورد اهداف و ایدههای بنیاد خیریه صحبت کند. گیتس بعدها در مقالهای ماجرای شب مذکور را شرح داد: رسیدن به نقطهای که همهی اولویتها تغییر میکنند.بیل گیتس سال ۲۰۰۱
«من هر گز یک سخنران بالفطره نبودم، هرچند در مایکروسافت یاد گرفتم هر سال روی استیج حاضر شوم و چشماندازی از فناوریهایمان را برای مشتریان، شرکا و رسانهها ترسیم کنم.
ما میخواستیم با بنیاد گیتس شروعی تازه داشته باشیم. بارها در نشستهای بزرگ جهانی، مانند مجمع جهانی اقتصاد، مردم جمع میشدند تا جزئیات پیشرفتهای نرمافزاری را از من بشنوند، اما در پایان همان روز وقتی از برنامهای مبتکرانه برای ارسال واکسن به میلیونها کودک محروم حرف میزدم، جمعیت پراکنده میشد.
در آن زمان بسیاری از افرادی که با آنها ملاقات داشتم تصور میکردند مشکلات بهداشت و درمان کشورهای کمدرآمد بهاندازهای عظیم و غیرقابلحل است که هیچ پول و سرمایهای نمیتواند تفاوت چشمگیری در اصل ماجرا ایجاد کند. من میتوانستم بفهمم چرا مردم مرگ و بیماریهایی را که در کشورهایی دور از ما رخ میدارد، به آسانی نادیده میگیرند: بسیاری از مطالبی که در اخبار درباره سلامت جهانی میخوانیم، روی عذاب و تاریکی متمرکزند.
هنگامیکه وارن از من خواست سخنرانی کنم، با ملیندا در این فکر بودیم که اگر اینجا موفق شویم، گام بزرگی در مسیر متقاعدکردن گروهی برمیداریم که قدرت تأثیرگذاری بسیار بیشتری داشتند: قانونگذاران و سران کشورها که تصمیم میگیرند چه مقدار پول را به کمکهای خارجی و بهداشت جهانی اختصاص دهند. آیا کسی صدای ما را میشنید؟
وقتی به سمت اتاق کنفرانس میرفتم عصبی بودم، اما بیشتر از آن احساس خستگی میکردم. در آن روزها درگیر مذاکرات پروندههای ضدانحصاری بودیم و من تا آخر شب با وکلای شرکت صحبت میکردم. هیچ متنی برای سخنرانی ننوشته بودم و انگار ذهنم خالی بود.
صحبتهایم را با وقفه شروع کردم. برای حاضرین توضیح دادم سفر واقعی ما از دههی ۹۰ شروع شد، وقتی من و ملیندا متوجه شدیم چه میزان از بدبختی کشورهای فقیر، ناشی از مشکلات بهداشتی است که کشورهای ثروتمند از فکرکردن به آنها دست کشیدهاند، زیرا دیگر خود را تحت خطر نمیبینند. هزینهی این بیعدالتی مرگ روزانهی سه میلیون کودک بود.
برخلاف آنچه عموم مردم تصور میکردند، بخش اعظمی از این مرگها ربطی به بیماریهای سخت و لاعلاج نداشت، بلکه از بیماریهایی ناشی میشد که تا حد زیادی قابلدرمان هستند. نیمی از مرگها فقط بهخاطر اسهال و ذاتالریه اتفاق میافتاد.
بسیاری از کودکان را میتوانستیم با داروها و واکسنهایی که از قبل وجود داشت، نجات دهیم. چیزی که نیاز داشتیم مشوقها و سیستمهایی بود که فناوریها، دارو و راهکارهای درمانی را به مردم نیازمند برساند. البته، نوآوریهای جدید هم میتوانست سرعت تغییرات را تا حد زیادی افزایش دهد.
برای آنها توضیح دادم که بشردوستی ما از همان فلسفهای پیروی میکند که مایکروسافت را هدایت کرده: نوآوری بیامان. سرمایهگذاری در علم و فناوری میتواند به میلیونها نفر کمک کند تا در دوران کودکی خود زنده بمانند و زندگی مولد و سالمی را ادامه دهند: بیشترین بازدهی بالقوه از هزینههایی که برای تحقیقوتوسعه صرف میکنیم.
همانطور که صحبت میکردم، تمام فشار و نگرانیهای حقوقی که مرا درگیر کرده بود، محو شد. برای اولینبار حقایق و ارقام، روایات و تحلیلها حتی برای خودم نیز وضوح بیشتری یافت. حالا میفهمیدم که چرا اینقدر خوشبین بودم که ترکیبی از پول، فناوری، پیشرفتهای علمی و ارادهی سیاسی میتواند سریعتر از آن چیزی که بسیاری از مردم فکر میکردند، جهانی عادلانهتر بسازد.
از حالت چهره و سر تکاندادن حضار حدس میزدم آنها حرفهایم را درک کردهاند. بعد وارن بافت با لبخند به من نزدیک شد و گفت: «شگفتانگیز بود بیل. چیزی که گفتی شگفتانگیز بود و انرژی تو در این زمینه شگفتانگیز است.» متقابلاً به او لبخند زدم: این اولینباری بود که او با سه واژهی «شگفتانگیز» از ایدهای حمایت میکرد.
پس از این سخنرانی تشویق شدم نقش عمومی بیشتری در مسائل بهداشت جهانی بهعهده بگیرم. در طول سال بعد پیامم را اصلاح کردم و فرصت بیشتری به من داده شد تا با رهبران جهانی در مورد بهداشت و سلامت صحبت کنم.
اما اتفاق دیگری هم افتاده بود. چیزی در اعماق وجودم تغییر کرده بود.
این سخنرانی به من کمک کرد ادامهی مسیر زندگیام را در تمرکز بر کاری ببینم که با ملیندا آغاز کرده بودیم. نرمافزار تا سالهای طولانی بخشی از تمرکز من باقی میماند، این چیزی است که بخشی از شخصیت مرا شکل داده است. اما حالا میخواستم بخش اصلی انرژیام را روی مسیر جدید بگذارم، بیشتر یاد بگیرم و وجودم را صرف برطرفکردن موانعی کنم که بر سر راه زندگی بهتر مردم قرار دارد.
در نهایت یک دهه زودتر از چیزی که برنامهریزی کرده بودم از مدیرعاملی بازنشسته شدم. سخنرانیام در سال ۲۰۰۱، گامی بزرگ و لحظهای شخصی در مسیر این تصمیم بود و هرگز از آن پشیمان نمیشوم.»بیل گیتس سال ۲۰۲۴ در مجمع جهانی اقتصاد از هوش مصنوعی، تغییرات اقلیمی و لزوم همکاری جهانی در حل معضلات بشری صحبت کرد
گیتس درسالهای اخیر گرچه نقشی در مدیریت مایکروسافت نداشت، اما همچنان یکی از ناظران دقیق و رهبران فکری حوزهی فناوری باقی ماند.
او از اولین افرادی بود که چالشهای اخلاقی و اجتماعی مرتبط با هوش مصنوعی را در سطح کلان مطرح کرد و از لزوم مدیریت هدفمند آن در اهداف بشردوستانه نظیر بهبود بهداشت و درمان و سیستمهای آموزشی صحبت کرد.
امروز مایکروسافت با ارزشی نزدیکبه ۴ تریلیون دلار، در کنار اپل و انویدیا یکی از ارزشمندترین شرکتهای جهان است، اما میراث بیل گیتس در دنیایی فراتر از بازارهای فناوری جریان دارد. او هنوز باور دارد که میتوان از منطق الگوریتمی برای حل معادلات پیچیدهی انسانی استفاده کرد.
فعالیتهای بشردوستانه بیل گیتس
بخش مهمی از زندگی بیل گیتس پس از مایکروسافت به فعالیتهای بشردوستانه اختصاص یافته است.
بنیاد گیتس از سال ۲۰۰۰ فعالیت رسمی خود را آغاز کرد و روی حوزههایی مانند سلامت جهانی، کاهش فقر، آموزش و توسعه فرصتهای اقتصادی تمرکز کرده است.
بیل گیتس در سالهای اخیر اعلام کرده است که قصد دارد تقریباً تمام ثروت باقیمانده خود را طی دو دهه آینده در این مسیر اختصاص دهد و بنیاد نیز قرار است در پایان سال ۲۰۴۵ به فعالیت خود پایان دهد.
این تصمیم نشان میدهد که فصل دوم زندگی او فاصله زیادی با دوران مایکروسافت دارد، اما همچنان بر پایه همان ایده شکل گرفته است:
استفاده از منابع و فناوری برای حل مسائل بزرگ.
بیل گیتس امروز چه کار میکند؟
امروز بیل گیتس علاوه بر نقش خود در بنیاد گیتس، از طریق فعالیتهای شخصی و سرمایهگذاریهایش در حوزههای مختلفی مانند فناوری، انرژی پاک، تغییرات اقلیمی و سلامت نیز فعالیت دارد.
او همچنین درباره موضوعاتی مثل هوش مصنوعی، آینده فناوری و تغییرات بزرگ پیش روی جهان مینویسد.
در یکی از نوشتههای جدید خود در سال ۲۰۲۶ نیز گیتس درباره ورود جهان به دورهای جدید از هوش مصنوعی و اهمیت تصمیمهایی که درباره آن گرفته میشود صحبت کرده است.
بنابراین حتی پس از گذشت چند دهه از تأسیس مایکروسافت، فناوری همچنان بخش مهمی از زندگی فکری و حرفهای اوست.
بیل گیتس چه تأثیری بر دنیای کامپیوتر گذاشت؟
برای درک اهمیت بیل گیتس، لازم نیست فقط میزان ثروت یا شهرت او را بررسی کنیم.
تأثیر واقعی او را باید در گسترش کامپیوتر شخصی دید.
مایکروسافت با MS-DOS، Windows و مجموعه نرمافزارهای کاربردی خود کمک کرد کامپیوتر از یک ابزار تخصصیتر به وسیلهای عمومی برای میلیونها نفر تبدیل شود.
در واقع اگر امروز روشن کردن یک PC، نصب سیستمعامل، اجرای نرمافزار و استفاده از محیط گرافیکی برای ما موضوعی کاملاً عادی است، بخشی از این تجربه نتیجه تحولاتی است که در دوره رشد Microsoft اتفاق افتاد.
کامپیوتر شخصی بدون سختافزار مناسب کامل نیست
داستان بیل گیتس بیشتر درباره نرمافزار است، اما یک نکته مهم در دنیای PC وجود دارد:
نرمافزار قدرتمند بدون سختافزار مناسب نمیتواند بهترین تجربه را ایجاد کند.
پردازنده، RAM، SSD، کارت گرافیک، مادربرد، پاور و تجهیزات جانبی همگی روی تجربه نهایی کاربر تأثیر دارند.
برای همین، اگر به تاریخ کامپیوتر و داستان شرکتهایی مثل Microsoft علاقهمند شدهاید و قصد دارید سیستم خود را ارتقا دهید، میتوانید انواع قطعات کامپیوتر، لوازم جانبی و تجهیزات موردنیاز PC را در فروشگاه درنا پیسی بررسی کنید.
از ارتقای حافظه و فضای ذخیرهسازی گرفته تا انتخاب ماوس، کیبورد و دیگر تجهیزات جانبی، انتخاب قطعه سازگار با نیاز واقعی شما اهمیت زیادی دارد.
مشاهده و خرید محصولات کامپیوتری از درنا پیسی میتواند نقطه شروع مناسبی برای ارتقای سیستم شما باشد.
محصولات پیشنهادی از برند بیل گیتس (مایکروسافت)
از ماجرای بیل گیتس چه چیزی میتوان یاد گرفت؟
داستان زندگی بیل گیتس چند نکته جالب برای علاقهمندان به فناوری و کسبوکار دارد.
۱. زود شروع کردن اهمیت دارد
گیتس از دوران نوجوانی برنامهنویسی را جدی گرفت و سالها قبل از تأسیس مایکروسافت تجربه عملی در این حوزه به دست آورده بود.
۲. بازار آینده را باید زودتر دید
زمانی که گیتس و آلن روی نرمافزار کامپیوترهای شخصی تمرکز کردند، هنوز بازار PC به شکل امروزی وجود نداشت.
۳. مقیاس اهمیت دارد
مایکروسافت فقط یک محصول نساخت؛ بلکه تلاش کرد نرمافزارش را در مقیاسی بسیار بزرگ وارد زندگی میلیونها کاربر کند.
۴. فناوری دائماً تغییر میکند
شرکتی که روزی با BASIC و MS-DOS شناخته میشد، بعدها به Windows، Office، سرویسهای ابری و فناوریهای جدید رسید.
۵. موفقیت یک نقطه پایان نیست
فعالیت گیتس بعد از مایکروسافت نشان میدهد که میتوان از یک حوزه وارد حوزههای جدید شد و تجربه قبلی را در مسیر دیگری به کار گرفت.

سوالات متداول درباره بیل گیتس
بیل گیتس متولد چه سالی است؟
بیل گیتس در ۲۸ اکتبر ۱۹۵۵ در سیاتل آمریکا متولد شد.
بیل گیتس مایکروسافت را چه سالی تأسیس کرد؟
بیل گیتس و پل آلن در سال ۱۹۷۵ مایکروسافت را تأسیس کردند.
بیل گیتس چرا دانشگاه هاروارد را ترک کرد؟
او در هاروارد تحصیل میکرد، اما با جدیتر شدن فعالیتهایش در حوزه نرمافزار و شکلگیری مایکروسافت، تحصیل دانشگاهی را ادامه نداد.
بیل گیتس و پل آلن چه رابطهای داشتند؟
پل آلن دوست و شریک تجاری بیل گیتس بود و این دو در سال ۱۹۷۵ مایکروسافت را با هم بنیان گذاشتند.
بیل گیتس الان چه کار میکند؟
گیتس امروز در حوزههایی مانند امور بشردوستانه، سلامت، انرژی، تغییرات اقلیمی و فناوری فعالیت دارد و رئیس هیئتمدیره بنیاد گیتس است.
آیا بیل گیتس هنوز در حوزه فناوری فعالیت میکند؟
بله. اگرچه مانند گذشته مدیریت روزمره مایکروسافت را بر عهده ندارد، همچنان درباره فناوریهایی مانند هوش مصنوعی و موضوعات مرتبط با آینده فناوری فعالیت و اظهار نظر میکند.
جمعبندی؛ چرا بیل گیتس هنوز مهم است؟
بیل گیتس یکی از شخصیتهایی است که نام او با تاریخ کامپیوتر شخصی گره خورده است.
او به همراه پل آلن مایکروسافت را در سال ۱۹۷۵ تأسیس کرد؛ شرکتی که با MS-DOS، Windows و نرمافزارهای کاربردی به یکی از مهمترین بازیگران تاریخ صنعت کامپیوتر تبدیل شد.
اما میراث گیتس فقط در مایکروسافت خلاصه نمیشود.
مسیر زندگی او از یک نوجوان علاقهمند به برنامهنویسی تا یکی از مشهورترین چهرههای فناوری و سپس یک فعال بزرگ بشردوستانه، نمونهای از این واقعیت است که فناوری میتواند مسیر زندگی افراد و حتی ساختار جامعه را تغییر دهد.
امروز نیز وقتی یک کامپیوتر شخصی را روشن میکنیم، نرمافزار اجرا میکنیم یا برای ارتقای یک سیستم به سراغ SSD، RAM، پردازنده، کارت گرافیک و تجهیزات جانبی میرویم، در واقع در بخشی از همان دنیایی قرار داریم که نسل مایکروسافت و دیگر پیشگامان فناوری به شکلگیری آن کمک کردند.
برای آشنایی بیشتر با دنیای قطعات و تجهیزات کامپیوتری، میتوانید محصولات موجود درنا پیسی را بررسی کنید و برای انتخاب تجهیزات مناسب، مشخصات هر محصول را با نیاز سیستم خود مقایسه کنید.
درنا پیسی را دنبال کنید
اگر از آموزشها و بررسیهای درنا پیسی مگ استفاده میکنید، ما را به منابع منتخب گوگل اضافه کنید تا مطالب جدید را زودتر ببینید.
افزودن به منابع منتخب رایگان • فقط با یک کلیکنوشته های اخیر
دسته بندی مقالات
محصولات پیشنهادی
-
فلش تروبایت TRUEBYTE TRUST 64GB USB 2.0 فلزی ضد آب
تومان1٬820٬000قیمت اصلی: تومان1٬820٬000 بود.تومان1٬520٬000قیمت فعلی: تومان1٬520٬000. -
فلش سامسونگ Samsung BAR Plus 64GB USB 3.1 فلزی با سرعت 300MB/s
تومان1٬650٬000قیمت اصلی: تومان1٬650٬000 بود.تومان1٬550٬000قیمت فعلی: تومان1٬550٬000. -
فلش فیلیپس PHILIPS CIRCLE 64GB USB 2.0 فلزی
تومان2٬430٬000قیمت اصلی: تومان2٬430٬000 بود.تومان2٬130٬000قیمت فعلی: تومان2٬130٬000. -
کابل شارژ لایتنینگ کی نت KNET K-CUL02010 طول 1 متر USB به Lightning
تومان220٬000قیمت اصلی: تومان220٬000 بود.تومان199٬000قیمت فعلی: تومان199٬000. -
رم کینگ استون KINGSTON 800 ظرفیت 2GB DDR2 CL6 پکدار
تومان910٬000
محصولات پر امتیاز
کسبوکارتان را در درنا پیسی مگ معرفی کنید
محصولات و خدمات خود را به مخاطبان حوزه کامپیوتر معرفی کنید.
مشاهده شرایط تبلیغات ←درباره مهندس محمد متین منجمی
محمد متین منجمی، متخصص تجارت الکترونیک و سختافزار کامپیوتر و بنیانگذار درنا پیسی است. او در زمینه قطعات کامپیوتر، تجهیزات ذخیرهسازی، بهینهسازی فروشگاههای اینترنتی و تجربه کاربری فعالیت میکند و تلاش میکند راهنماییهای تخصصی و کاربردی برای انتخاب بهتر تجهیزات دیجیتال ارائه دهد.
مشاهده همه نوشته های مهندس محمد متین منجمیمطالب مرتبط
محصول پیشنهادی برای شما
خرید پاوربانک انکر A1638 ظرفیت 10000 میلی آمپر 45 وات
رم کامپیوتر کینگستون 4GB DDR3 1600MHz پکدار | Kingston
دستگاه تصفیه هوا و پنکه سوتینگ Sothing Desktop Air 2423A
ایرپاد طرح اپل مدل EKO PRO 2 | بلوتوث 5.3 با ANC
پاوربانک کی نت پلاس KNET PLUS KP-PB10000P41 ظرفیت 10000mAh توان 22.5W
نظم دهنده کابل و شارژر سیلیکونی طرح عروسکی نگهدارنده کابل
اسپیکر بلوتوثی اونیکوما مدل L1 | اسپیکر گیمینگ دو تکه کامپیوتر
ایرپاد هیمی HIMI VQ-BH92A | هندزفری بیسیم بلوتوث 5.3 با ANC و نمایشگر LCD















هارد SSD اینترنال
پاور
پردازنده
خنک کننده پردازنده (CPU Cooler)
کارت گرافیک
کیس
مادربرد
صندلی گیمینگ
کنسول بازی
کیبورد گیمینگ
لوازم جانبی کنسول
فلش مموری
کارت حافظه
مانیتور حرفه ای
مانیتور گیمینگ
اسپیکر
پد موس (ماوس پد)
تمیزکننده و نگهداری
کابل و تبدیل
تجهیزات فیبر نوری
روتر
پنل خورشیدی و تجهیزات خورشیدی
منبع تغذیه اضطراری (UPS – یو پی اس)

لوازم جانبی موبایل
پاوربانک (شارژر همراه)
ایرپاد
ساعت هوشمند
شارژر
گوشی موبایل